سالاد مغز! و دیگر هیچ
تاريخ: هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت :0:40
من و بهمن 19 قسمت ستون «سالاد مغز» رو به صورت مشترک نوشتیم. سبک نوشتن و فضای ناهنجارش برای من خیلی دوست داشتنی بود ...
حکایت دو تا خل که لوزالمعده ی پاهاشون درد می کنه(!!) و باید هر هفته نصف صفحه آچار با فوت 10 برای روزنامه مطلب حاضر کنن... این اولین قسمتی هست که دوسال پیش نوشتم...
چه صفایی داره وقتی داری مطلب می نویسی رانندگی هم بکنی! این دیگه از کجا پیداش شد؟ اِ جناب سروان شمایین! چه سعادتی! عجب لباس قشنگی ردیف کردین! به عینکتون هم میاد!
- هیچ معلوم هست چکار می کنی ؟
- راستش رو بخواین نوار گوش میدم جناب! خوانندش هم تا همین آخریا مجاز بود! لس آنجلسی رو با بندری مخلوط می کنه، البته من بندری دوست ندارم، همبرگر رو ترجیح میدم! بیا یه لقمه بزن... نه جون من تعارف نکن ...بگیر...قابل نداره ها... چون شمایین هزار تومن آخرش! اگه خریدار نیستی برو بگذار باد بیاد، هوا هم گرم شده، البته ماشین کولر داره ها ولی وقت نکردم برم رو پشت بوم سرویسش کنم! قراره پولام رو جمع کنم یه کولر پنج تیکه18000 بخرم! از اونایی که تو تلویزیون تبلیغ می کنه!
- من جناب سروان نیستم! شما هم لطف کنید برگردین به تختتون! اینجوری بقیه بیماران رو ناراحت می کنید!

- ولی من که طوریم نیست! فقط وقتی چیپس رو با عرق خارشتری و تمشک وحشی می مالم به صورتم، لوزالمعده ی پامم درد می گیره! مگه مال شما درد نمی گیره؟! راستی اون خانم با شما چی خصومتی داشت؟
- کدوم خانم؟ منظورت چیه؟!
- ای بابا! همون رو می گم که دیروز با ماشین زیرش کردیم دیگه! یادت نیست؟ کردیمش زیر خاک!
- کدوم خانم؟ کدوم ماشین؟ من که ماشین ندارم!
- بابا تو که از من تعطیل تری! دیروز خیلی عجله داشتی و لباس هات رو می شستی که یهو کنترلت رو ازدست دادی و نتونستی ترمز کنی و با ماشین لباسشویی زدی به خانم پرستار و زیرش کردی دیگه! خودم دیدم! بعدش هم که فرار کردی رفتی اون ور آب، دکتری گرفتی!
- تو چی می خوای از جون من! ولم کن دیگه! دیوونم کردی...
- هیچی بابا! این مطلب رو باید به اون خانم پرستار که کشتیش می دادم تا برام تو نصف صفحه آچار با فونت ده تایپ کنه! حالا که رفت اون دنیا...پس با همین ماشین من رو برسون دفتر روزنامه! دارم دیرم میشه.
حکایت دو تا خل که لوزالمعده ی پاهاشون درد می کنه(!!) و باید هر هفته نصف صفحه آچار با فوت 10 برای روزنامه مطلب حاضر کنن... این اولین قسمتی هست که دوسال پیش نوشتم...
کولر پنج تیکه!
چه صفایی داره وقتی داری مطلب می نویسی رانندگی هم بکنی! این دیگه از کجا پیداش شد؟ اِ جناب سروان شمایین! چه سعادتی! عجب لباس قشنگی ردیف کردین! به عینکتون هم میاد!
- هیچ معلوم هست چکار می کنی ؟
- راستش رو بخواین نوار گوش میدم جناب! خوانندش هم تا همین آخریا مجاز بود! لس آنجلسی رو با بندری مخلوط می کنه، البته من بندری دوست ندارم، همبرگر رو ترجیح میدم! بیا یه لقمه بزن... نه جون من تعارف نکن ...بگیر...قابل نداره ها... چون شمایین هزار تومن آخرش! اگه خریدار نیستی برو بگذار باد بیاد، هوا هم گرم شده، البته ماشین کولر داره ها ولی وقت نکردم برم رو پشت بوم سرویسش کنم! قراره پولام رو جمع کنم یه کولر پنج تیکه18000 بخرم! از اونایی که تو تلویزیون تبلیغ می کنه!
- من جناب سروان نیستم! شما هم لطف کنید برگردین به تختتون! اینجوری بقیه بیماران رو ناراحت می کنید!

- ولی من که طوریم نیست! فقط وقتی چیپس رو با عرق خارشتری و تمشک وحشی می مالم به صورتم، لوزالمعده ی پامم درد می گیره! مگه مال شما درد نمی گیره؟! راستی اون خانم با شما چی خصومتی داشت؟
- کدوم خانم؟ منظورت چیه؟!
- ای بابا! همون رو می گم که دیروز با ماشین زیرش کردیم دیگه! یادت نیست؟ کردیمش زیر خاک!
- کدوم خانم؟ کدوم ماشین؟ من که ماشین ندارم!
- بابا تو که از من تعطیل تری! دیروز خیلی عجله داشتی و لباس هات رو می شستی که یهو کنترلت رو ازدست دادی و نتونستی ترمز کنی و با ماشین لباسشویی زدی به خانم پرستار و زیرش کردی دیگه! خودم دیدم! بعدش هم که فرار کردی رفتی اون ور آب، دکتری گرفتی!
- تو چی می خوای از جون من! ولم کن دیگه! دیوونم کردی...
- هیچی بابا! این مطلب رو باید به اون خانم پرستار که کشتیش می دادم تا برام تو نصف صفحه آچار با فونت ده تایپ کنه! حالا که رفت اون دنیا...پس با همین ماشین من رو برسون دفتر روزنامه! دارم دیرم میشه.
نیازمندی ها
تاريخ: هفتم اردیبهشت 1387 ساعت :1:22
معاوضه
برای جابجایی محترمانه و تشریفت دار جان باختگان امسال در مسیر کاروان همراهان تور، تعدادی اتوبوس بنز از رده خارج را با یک هواپیمای تشریفاتی معاوضه می کنیم. کانون تهیه نوش دارو بعد از تصادف سهراب!
***
تغییر ساعت – فوری – الزام آور!
تغییر ساعت رسمی کشور و عدم تغییر ساعت کار بانک ها تصویبانده (!) می شود.
جمعی از نمایندگان درد آشنا
***
بازشماری
بازشماری آرای انتخابات پذیرفته می شود! ضمناً «قرص ضد خواب!» برای شب شمارش آرا موجود است.بازشماری
کمیته صیانت از آرای حزب بی اعتماد
***
حسن همجواری
انجام کلیه امور ساختمانسازي و ساخت بندر در کشور دوست و برادر «ترکمنستان» پذیرفته می شود. تریپِ «بزرگواری» و «حسن همجواری» هم موجود است.
مقامات ضرغامیه
تاريخ: بیست و ششم فروردین 1387 ساعت :1:23
احم احم.... السسسسلام عليكم!
فی البتدا انا معرفی خودم را: انا دوکتر «غرغرو ابن قدقدو» فوق لیسانس تشریح آبکی و باجه خواری(!) من المکتبخانه سوربن، مع تجربه و تحصیلات زیاد فی الخارج و متبحرٌ فی التشخیص هِر مِنَ البِر! فی هذه المقاله، انا اقصدُ للتشریح اقدامات تلفیزیون فی هذه النوروز و التعریف و التمجید و البادمجان دور قاب جینی للمهندس ضرغامی و دست اندرکاران تلفیزیون.
من قبل جلوس مهندس علی الکرسی ریاست تلفیزیون، تولیدات اجنبی یتصاعد من السر و کول تلفیزیون و کثیرٌ من الشباب های علاف یجلسون عند الماهواره و عند الفیلترشکن و عند الفیلم های ناجور علی الخصوص آنجلینا جولی و جنیفر لوبز! و انا لا قادر توضیح المناظر المستهجن و الخانمان برانداز فی هذه التولیدات هالیفودی! لکن بعد جلوس مهندس علی الریاست، دکترین تلفیزیون کن فیکون شد و سازمان صوت و القیافه یبدل اسوه بین الصوت و القیافه های عالم و لا نری فی تلفیزیون موسیقی مطرب(باب!) و التولیدات اجنبی و کل الشباب یجلس عند التولیدات آبکی و مِیدین ایران و لا یدهب سراغ الماهواره و المستهجنات!
مثلاٌ فی هذه الایام نوروزیه، رئیس الصوت و القیافه، سید المهندسین «عزت ا... ضرغامی» یتخارجُ اندکی مال من الخزائن المیلیاردی حاصل از بیام های بازرگانی و یصنع السریال های طنز بعد از مدت ها، کمثل «رجلٌ مع الف القیافه» و «بیامک من العالم اُخری» و «الآدرس». إن عوام الناس یفعل استقبالاٌ شدیداً من هذا التولیدات نوروزی و یفرح اساساً و من الخنده روده براً کثیراً.
إن هذه الاقدامات من الثمرات عزت ا... خان و سخاوته. فی الآخر، نحن متوجهٌ که تا آخر هذه العام الشمسی، عوام الناس لا یریدُ الطنز و السریال و الفیلم های اجنبی و راضیٌ بتلک تولیدات و البرنامه های آبکی کمثل قبل نوروز، ان شاء ا...
فی البتدا انا معرفی خودم را: انا دوکتر «غرغرو ابن قدقدو» فوق لیسانس تشریح آبکی و باجه خواری(!) من المکتبخانه سوربن، مع تجربه و تحصیلات زیاد فی الخارج و متبحرٌ فی التشخیص هِر مِنَ البِر! فی هذه المقاله، انا اقصدُ للتشریح اقدامات تلفیزیون فی هذه النوروز و التعریف و التمجید و البادمجان دور قاب جینی للمهندس ضرغامی و دست اندرکاران تلفیزیون.
من قبل جلوس مهندس علی الکرسی ریاست تلفیزیون، تولیدات اجنبی یتصاعد من السر و کول تلفیزیون و کثیرٌ من الشباب های علاف یجلسون عند الماهواره و عند الفیلترشکن و عند الفیلم های ناجور علی الخصوص آنجلینا جولی و جنیفر لوبز! و انا لا قادر توضیح المناظر المستهجن و الخانمان برانداز فی هذه التولیدات هالیفودی! لکن بعد جلوس مهندس علی الریاست، دکترین تلفیزیون کن فیکون شد و سازمان صوت و القیافه یبدل اسوه بین الصوت و القیافه های عالم و لا نری فی تلفیزیون موسیقی مطرب(باب!) و التولیدات اجنبی و کل الشباب یجلس عند التولیدات آبکی و مِیدین ایران و لا یدهب سراغ الماهواره و المستهجنات!
مثلاٌ فی هذه الایام نوروزیه، رئیس الصوت و القیافه، سید المهندسین «عزت ا... ضرغامی» یتخارجُ اندکی مال من الخزائن المیلیاردی حاصل از بیام های بازرگانی و یصنع السریال های طنز بعد از مدت ها، کمثل «رجلٌ مع الف القیافه» و «بیامک من العالم اُخری» و «الآدرس». إن عوام الناس یفعل استقبالاٌ شدیداً من هذا التولیدات نوروزی و یفرح اساساً و من الخنده روده براً کثیراً.
إن هذه الاقدامات من الثمرات عزت ا... خان و سخاوته. فی الآخر، نحن متوجهٌ که تا آخر هذه العام الشمسی، عوام الناس لا یریدُ الطنز و السریال و الفیلم های اجنبی و راضیٌ بتلک تولیدات و البرنامه های آبکی کمثل قبل نوروز، ان شاء ا...
فتورکاتورهای مسابقات روبوکاپ آزاد ایران
تاريخ: هفدهم فروردین 1387 ساعت :1:36
عمو جاسبی ظاهرا خیلی ناپرهیزی فرمودند و سومین دوره مسابقات روبوکاپ رو به میزبانی دانشگاه آزاد قزوین برگزار کردند. این مسابقات هم اکنون هم در حال برگزاری است و این هم فتوکاتورها بصورت داغ ِ داغ!




