بعله ديگه! همه رفتني هستيم! الان صداي من را بصورت زنده و مستقيم از آن دنيا دريافت مي كنيد! چون مسئولين محترم بعد از ثانيه ها كار كارشناسي طاقت فرسا روي نحوه ي توزيع كارت سوخت به اين نتيجه مهم دست يافته اند كه « فقط کارت سوخت اموات تحویل نشده است! » فكر كنم تا چند روز ديگه گواهي فوت هم برامون صادر بشه! بعدش هم مسئولين محترم جلوي تريبون حاضر خواهند شد و اتمام موفقيت آميز اين طرح هماهنگ و غرورآفرين را اعلام خواهند نمود. حالا اگه امكانش وجود داشته باشه يه مردانگي بكنند و كارت سوخت اين دو ميليون اموات محترم را زير خاك دفن كنند، با اين اميد كه بحران مديريت هنوز زنده و در كمال صحت و سلامت باشه و اينجا ما بدون كارت سوخت نباشيم!
كم كم به اين نتيجه مي رسم كه كمي بيشتر از اندكي زير خط متوسط آي كيوي جهاني قرار دارم! مي فرمايين چرا؟ دليلش ساده است... يكي از مسئولين محترم نيروي انتظامي فرمودند كه: از عرضه مستقيم و فروش علني كراوات و پاپيون جلوگيري مي شود؛ اما حقير به عنوان يك حق التحرير بگير از طبقه عوام نمي فهمم فروش غير مستقيم چطوري بايد انجام بشه؟! مثلاً (البته بلا نسبت ما!) بايد يك فروشگاه پيدا كنيم كه حدس مي زنيم احتمالاً اهل اين حرفها باشه و در حالي كه به سمت ديگه اي نگاه مي كنيم، بصورت زاويه دار و غير مستقيم به اون مورد اشاره كنيم و از فروشنده درخواست كنيم:
«- بي زحمت دو تا از اون غير مستقيم ها بدين! - از اين ها؟ - نه! اون كناريش كه غير مستقيم تره!»
هر دم ازاين باغ بري مي رسد!
حتماً تبليغات زرد و آبي يكي از اپراتورهاي محترم تلفن همراه كه در و ديوار شهر را زينت داده ملاحظه مي فرماييد؟ هر روز هم از سر خير خواهي هدايا و سرويس جديدي را در تبليغات معرفي مي كنند و حسابي توي سر تلفن هاي همراه دولتي -كه در نوع خود خالي از معضلات عديده هم نيست!- مي زنند! چند وقت قبل كه دولتي ها حسابي حالشان را گرفتند و پته شان را به آب دادند و مشتركان محترمشان تازه فهميدند كه اينها زمان مكالمات را دقيقه اي حساب مي كنند و براي جلوگيري از محاسبات پيچيده، اعداد را كمي تا قسمتي به سمت بالا گرد مي كنند! حالا هم كه دولتي ها يك ضرب شست ديگر نشان دادند و ابلاغ كردند تا زمان نصب تجهيزات مورد نياز فيلترينگ MMS، ارسال آن ممنوع است! حالا مشتركان مي توانند خر بياورند و سيم كارت بار كنند!
[….] شد به برنامه ليگ!
اين برچسب حرفه اي كه به ليگ برترمان مي زنيم هم حكايتي دارد... توي يك جلسه اي يكي از دهانش در ميره كه بعضي داورها رشوه هم مي گيرند! يكي ديگه بر اساس همين مدرك معتبر(!) توي رسانه ها جنجال به راه مي اندازه! اون يكي حوس مي كنه تيمش رو نه روز زودتر بفرسته استراليا! اون يكي بازيكن نميده! يكي ديگه هم ميگه پس ما هم بازي نمي كنيم! در آخر هم يكي پيدا ميشه و با شاهكاري كه مي كنه همه بازي ها رو لغو مي كنه! حالا هم که هم ... شد به برنامه لیگ! هم به استرالیا باختیم! همچنان هم فکر می کنیم که آخر حرفه ای و خرد جمعی هستیم!
- در گفتگوي ويژه امشب در خدمت پدر جديد هنر هفتم، فاتح گيشه ها و او كه سيمرغ نخواست(!) آقاي «سعيد نمك پرور» هستيم.
بنده هم به نوبه خود سلام عرض كرده و جا داره همينجا از حضور حماسي مردم در پاي گيشه ها تشكر كنم.
- جناب نمك پرور، از آخرين كار موفق شما با عنوان «اخطاري ها» شروع مي كنيم، داستان كلي فيلم چگونه شكل گرفت؟ درباره فيلمنامه نظرتون چيه؟
خوب با توجه به اينكه هنوز فيلم در حال اكران هست و اين احتمال وجود داره كه صحبتهاي من روي نرخ فروش فيلم اثر بگذاره اجازه بديد وارد اين بحث نشم.
- ببينيد اين حرف رو اونهايي ميزنن كه الان دارن جلوي سينما سي دي فيلم رو مي فروشن! من از اكبر عبدي، امين حيايي، ارژنگ اميرفضلي، محمدرضا شريفي نيا و از همه اونهايي كه توي اين فيلم فداكارانه زحمت كشيدند و كارشون داره ناديده گرفته ميشه عذر خواهي مي كنم! ضمناً شما خودتون كه سي دي ...
- نه به جان شما! من بعدش رفتم بليط خريدم و پاره كردم! ...راستي در همين مورد سي دي؛ چرا اينقدر حساس هستيد؟ فيلم شما چه فرقي با ساير فيلم هاي داخلي و خارجي كه بطور غير قانوني تكثير ميشن داره؟
به هر حال نبايد نون يه عده اي كه براي اعتلاي ارزش هاي والاي جبهه و جنگ تلاش كردن آجر بشه! اما ما هم ساكت ننشستيم و به جرأت ميگم كه سي دی و دي وي دي که هیچ! خود فیلم را هم سر چهارراهها اکران کنند دیگر کار از کار گذشته... «اخطاري هاي يك و نيم» بزودي در سينماهاي سراسر كشور!
- به نظرتون تأثيرگذارترين قسمت فيلم كدوم قسمت بود؟
ايول! ايول! داش مجيد و ايول!
- آقاي نمك پرور قبول دارين با اين كه خود شما روزنامه نگار هستين گاهي در مقابل منتقدان خيلي احساسي موضع مي گيريد و همه اظهار نظرها رو توطئه عليه خودتون فرض مي كنيد؟
من اصلا با شما موفق نيستم، ولي نمي توان توطئه بد خواهان و کینه ورزان علیه اخطاري ها که با همدستی قاچاقچیان و قلم به مزدان آقازاده های سیاسی فرهنگی نما در نشریات خاص که با پول ملت علیه اراده ملت در استقبال از مفهوم متعالی اخطاري ها را تحقیر می کنند ناديده گرفت!
- بعله! احسنت!!... اينجوري كه خيلي تابلو شد ما نوشته هاي خودتون رو كپي- پيست كرديم! اما منظورتون از نشريات خاص ما كه نبوديم؟
نه! كلي گفتم!
در پايان حرف خاصي باقي مونده؟
ضمن تشكر بايد اضافه كنم حرف اخطاري ها همین بود نگذاریم به نام روشنفکری یا دین حقیقت و تاریخ را سانسور کنند، هر دو دسته چماقدار عرصه فرهنگ هستند و پشت ژست های روشنفکرانه صورت فاشیستی خود را پنهان کرده اند...آخ...پام...!
-بعله! ظاهراً وقت تموم شد! من به همراه ميهمان گرانقدر از تمام بينندگان عزيز خداحافظي مي كنم.
----
فردا صبح بايد كنكور ارشد دانشگاه آزاد بدم، همه چيز آماده است: كارت ورود به جلسه رو ديروز دوستم برام گرفت (یادم باشه صبح ازش بگيرم) برنامه ريزي هم كه واسه اين آزمون داشتم توپ! اين هوا: از پاي كامپيوتر كه بلند شدم ميرم رياضي مهندسي و معماري كامپيوتري رو مي خونم... البته خيلي هم نبايد خودم رو خسته كنم پس می خوابم و صبح كه بيدار شدم ساختمان داده رو ميخونم، توی پارگینگ دانشگاه هم كامپايلر رو روال مي كنم... بين دو تا دو نوبت آزمون ميرم حسين كثيف (ساندويچي روبروي دانشگاه) و مدار منطقي رو با ساندويچ خوراك سه نون مي خورمش! تازه دو سه ساعت هم وقت اضافه مياد كه اونو به نوشتن مطلب بعديم اختصاص مي دم!
يادمه چهار سال قبل شب كنكور دانشگاه آزاد (پير شديم ها... يادش بخير) رفتم سينما هويزه و فيلم من ترانه پانزده سال دارم رو نگاه كردم (لطفاً پاي كامپيوتر بالا نيارين! كي بورد كثيف ميشه!) بعدش هم كه نتايج اومد و قبول شدم، امشب هم فيلم تقاطع رو ديدم! وجه مشترك هر دوش اين بود اولاً هر دوتاشون خيلي#*&@# بودن! ثانياً توي هر دو تا يه دختر دبيرستاني مشكل پيدا مي كنه! احتمالاً ده سال ديگه كه قصد كنم براي پرفسورا (بگين ان شا الله!) شركت كنم هم احتمالاً قضيه فيلمي كه شب آزمون ميبينم همينه! البته تا اون موقع ديگه اين حرفها دمده شده و دختره بايد گروه سني الف باشه تا فيلم قابل ديدن باشه!
فقط بايد يادم باشه صبح شنبه عكس سه در چهارم رو براي روزنامه بفرستم كه اگه خواستن نفر اول رو معرفي كنن يه عكس خوشگل ازم داشته باشن!
يا من ADSL را دوست مي دارم!
من از اينكه شركت مخابرات به خيال خود نود درصد سايت هاي موبوط و نامربوط را " مشترك محترم...!" نموده است و از اينكه دويست و نود درصد كاربران "مشترك محترم شكن!" دارند غافل است خوشحالم!
از اينكه يك ماه است شارژ ماهيانه خود را به شركت محترم و خيّر آسياتك پرداخت نكرده ام خوشحالم!
از اينكه به عنوان يك بدهكار اينترنتي همچنان با سرعتي فراتر از قوه تخيل حق التحرير بگيرهاي رقيب از محضر شبكه جهاني بهره مند هستم خوشحالم! من از اينكه رفيق سابق و رقيب امروزم از نعمت آپ كردن محروم شد و ان شاء الله با مساعدت دوستان شركت مخابرات به اين زودي ها رنگ اينترنت را هم نخواهد ديد خوشحالم! من از اينكه رقباي طنزنويس را در پله هاي پايين نردبان مي بينم كه با Dial up امورات مي گذرانند، احساس خوبي دارم و از صميم قلب ADSL را دوست مي دارم!
-----
پشت پرده ي آپ نشدن هاي اخير: سه مطلب طنز داديم به همكاران و نشريات مختلف كه هر كدام در قسمتي از گلوگاههاي مطبوعاتي گير كرده اند و هنوز به زير دستگاه محترم چاپ نرفته اند، بنابراين رسالت فرهنگي - مطبوعاتي انتشاراتي و غيره باعث مي شود كه فعلاً آنها را آپ نكنيم!
| Copyright © 2005-2008 - All rights reserved. |
| Design: غرغرو Power: Blogfa.com Image Hosting: TinyPic.info |
| TanzDooni.blogfa.com ...! |





