تبليغاتX
WwW.TanzDooni.CoM طنزدونی

داستان ترسناک واشر سرسیلندر
تاريخ: بیست و یکم آبان 1388 ساعت :18:34

چند وقت بود که خودرو محترممان آب رادیاتورش بسرعت کم می شد و جوش می آورد و به همین دلیل بردیمش پیش تعمیرکار که آقا ببین این چقدر هزینه تو گلوش گیر کرده. بنده خدا هم کاپوت رو زد بالا و یه نگاهی به موتورش انداخت و انگار که از مدت ها قبل میدونست این ماشین در این روز بخصوص میاد گفت: «واشر سرسیلندر ترسونده! هوا کمپرس می کنه! باید سرسیلندش بازبشه و واشرهاش عوض بشه! »

خلاصه از این چیزهایی که گفت همینقدر فهمیدیم که باید به اندازه ترسوندن واشر که حتما چیز خیلی بدیه سر کیسه رو خیلی شل کنیم.

چند روزی گذشت و باز ماشین آب کم می کرد. دوباره ماشین رو بردیم پیش تعمیرکار و دوباره کاپوت رو زد بالا و باز هم انگار از مدت ها قبل می دونست گفت : «واشر سرسیلندر ترسونده! هوا کمپرس می کنه! باید موتور کاملاً سرویس بشه!! »

از واژه «کاملاً سرویس بشه» چهارستون بدمون لرزید، یه نگاهی به موتورش کردیم و بصورت اتفاقی دیدیم شلنگ بخاریش داره چکه می کنه. به تعمیرکار گفتیم که علی القاعده نباید اینجا چکه کنه. چشم هاش رو نازک کرد و یه نگاه دقیق بهش کرد و درست مثل اینکه نظریه نسبیت انیشتن رو به تنهایی اثبات کرده لبخند قاتحانه ای زد و گفت برو یک شلنگ بخاری بگیر که مشکلش رو پیدا کردم!!

من این وسط نفهمیدیم این واشر سرسیلندر از چی ترسیده بوده که اینقدر خرج واسه ما تراشید؟

چاپ شده در سوسه


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
برنج هندی بهترین برنج دنیاست
تاريخ: دوم آبان 1388 ساعت :18:6

تست های طبقه بندی نشده

* معاون وزیر بهداشت: باخیال راحت برنجهای هندی رابخورید! (تابناک) 

سئوال: منظور ایشان از «با خیال راحت بخورید» چیست؟

1- یعنی دنیا دو روز بیشتر نیست، اینقدر سخت نگیرید.

2- منظورشان اینست که داروهای لازم برای درمان مسمومیت های احتمالی وارد کشور شده و با قیمت مناسب در اختیار دهک های پایین قرار می گیرد.

3- منظورشان اینست که چون بودجه اکثر خانوارها با هزار سلام و صلوات فقط به خرید برنج هندی می رسد، بهتر است خاطر مبارکتان را مکدر نکنید و با خیال راحت به خوردن همین برنج هندی ادامه بدهید.

4- احتمالاً یکسری خرده حسابهای معوقه بین واردکنندگان محترم برنج و برخی نهادها بوده که الحمدا... حل و فصل شده و از این به بعد برنج هندی بهترین برنج دنیاست!


* یک استاد دانشگاه: ایرانیها معتقدند 75% کارها با پارتی انجام می‌شود! (الف) 


سئوال: کدام گزینه در این رابطه درست است؟

1- ایرانی ها خیلی منفی باف هستند و خانه ی پُر 70% کارها با پارتی انجام می شود.

2- واقعیت اینست که در بدست آوردن این آمار تقلب شده و بیش از 100% کارها با پارتی انجام می شود.

3- بقیه 25% کارها با شیرینی انجام می شود.

4- بقیه 25% کارها با پارتی بعلاوه شیرینی حل می شود.

 [ بقیه در ادامه ]


مطلب ادامه دارد
نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
ایرانی ها مثل بادمجان بم هستند
تاريخ: نوزدهم مهر 1388 ساعت :15:26

تست های طبفه بندی نشده

* انحراف 35 تا 40 متری مترو اصفهان در نزديکي سي و سه پل تاييد شد. (تابناک

سؤال: کدام مورد در مورد علت این اتفاق صحیح تر است؟

1- خط کش مهندس طراح این تونل بر اثر گرما و تابش آفتاب قدری انحنا پیدا کرده و باعث انحراف تونل شده است.

2- وجب های محاسبه شده در نقشه تونل با وجب های مجریان طرح یک اندازه نبوده است.

3- مقصر اصلی کسی بوده که در ابتدای ساخت تونل وقتی مجریان طرح پرسیده اند : «سی و سه پل از کدوم طرفه؟» آدرس را اشتباه داده است.

4- طبق تحقیقات انجام شده سرعت بالای گردش زمین ، وضعیت نامساعد جوی، انفجار بمب اتمی در هیروشیما و خداحافظی مهدی کیا از تیم ملی همگی از عوامل مؤثر در این اتفاق است.

* تولید تراکتور تشریفاتی برای عروس و دامادها در تبریز (خبرگزاری مهر)

سؤال : کدام مورد جزو امکانات این تراکتور می باشد؟

1- تیغه مخصوص درو کردن انواع صاحبخانه ی بد پیله

2- تعبیه سامانه شخم زدن مادرزن و مادرشوهر

3- قابلیت کاشت طلبکاران در مزارع گل نی

4- قابلیت تبدیل خودکار به مسافربرشخصی برای تأمین هزینه های زندگی

* آلودگي 13برنج وارداتي به آرسنيك و فلزات تأیید شد. (سایت الف)

سؤال : علت تکذیب خبر از سوی واردکنندگان و سازمان های ذیربط چیست؟

1- ایرانی ها مثل بادمجان بم هستند و عمراً آفت ندارند.

2- در شرایط امروز کشور ابتلای چهارصد نفر به آنفولانزای نوع A (خوکی سابق!) مهمتر است.

3- واردات این برنج ها همینجور کتره ای و بی حساب نبوده و تا پایان قرارداد باید مردم تحمل کنند و زنده بمانند.

4- این سوسول بازی ها توطئه بیگانگان برای ورشکست کردن واردکنندگان زحمتکش است.

* جومونگ به ایران بازمی‌گردد. ( جهان نیوز)

سؤال : هدف وی از بازگشت به ایران چیست؟

1- چون در سفر قبلی خیلی خوش گذشت، ایرانی ها خوب پول می دادند.

2- چون ایرانی ها خیلی اصرار داشتند به همراه بانو سوسانو برگردیم.

3- یکسری شباهت هایی بین من و شخصیت های اسطوره ای ایران است و قرار شد نقش رستم را در یک سریال بازی کنم!

4- باید مذاکراتی برای تولید و پیش فروش جومونگ3 و 4 و 5 و غیره با عزت ا... داشته باشیم.

* وزير امور اقتصادي و دارايي گفت که حذف سه صفر از پول ملی منجر به کاهش تورم خواهد شد. (فردانیوز)

سئوال : چطور چنین چیزی امکان دارد؟

1- یک محاسبه ساده ریاضی نشان می دهد بلافاصله هزار درصد تورم کاهش می یابد!

2- بانک جهانی به اشتباه می افتد و نمی تواند نرخ تورم را محاسبه کند و بدین ترتیب تورم کاهش می بابد.

3- باعث می شود سرمایه داران مرفه وقتی موجودی حساب خود را چک کنند به جای چند میلیارد، چند میلیون در حساب خود ببینند و درجا سکته کنند و بدین ترتیب عوامل گرانی بمیرند!

4- باعث می شود اقشار ضعیف برای محاسبه درآمد از انگشتان خود استفاده کنند و با کاهش تقاضا برای ماشین حساب از خروج ارز از کشور جلوگیری می شود. 

چاپ در روزنامه قدس


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
ببار ای بارون، ببار
تاريخ: دهم مهر 1388 ساعت :20:46
خبر: 30دقیقه؛ آستانه تحمل مشهد در برابر باران!

از آنجا که در بارندگی های اخیر کمی تا قسمتی دچار معزل سیل خیابانی (آبگرفتگی سابق!) شدیم و نیز از آنجا که ما مشهدی کلا آدم های اهل اندیشه و معقولی هستیم و همینجوری الابختکی در مورد اخباری که می شنویم قضاوت نمی کنیم و باز از آنجا که اگر درباره مسائل مهم اعم از جاری وساکن اظهار نظر نکنیم؛ ممکن است خدای نکرده بقیه فکر کنند که ما لال هستیم ، بنابراین این خبر را بررسی می کنیم با عینک خوش بینی : 

- یکی از خوبی هایش اینست که از زمان شروع بارندگی شما 30 دقیقه فرصت دارید که با دست خودتان یک خاکی بر سر مبارکتان بریزید و در مقایسه با زلزله که یهو خاک بر سرتان می شود خیلی بهتر است.

-اگر نبود زحمات شهرداری محترم و خدمتگزار این زمان به ده دقیقه هم نمی رسید. می پرسید چرا؟ چون شهرداری تمام سال را مشغول کندن انواع چاله در سطح شهر است و هیچگاه برای پر کردن آنها عجله نمی کند تا نشان بدهد چقدر آینده نگر است و منافع استراتژیک شهر را در مقابل خطرات بارش فدای سرعت و عجله نمی کند.

- دشواری هایی که در عبور و مرور هنگام بارندگی بوجود می آید تولید «هاورکرافت و زیر دریایی» را توجیه پذیر می کند و از این طریق صنایع دریایی کشور رشد و اشتغال افزایش پیدا می کنند.

- واضح است که استفاده از قایق های پارویی و تیوپ های باد شده تا چه اندازه به سالم ماندن هوای شهر کمک می کند و وابستگی کشور به واردات بنزین را کاهش می دهد.

- بارندگی بیش از 30 دقیقه می تواند بدون هزینه ویزا، سفر و غیره حال و هوای زندگی در ونیز ایتالیا را برای مشهدیها و زائران تداعی کند.

- با توجه به معماری دقیق و شیب بندی جالب تقاطع های غیر همسطح مشهد می توان در هنگام بارندگی آنها را به عنوان استخر شنای عمیق استفاده کرد و از این طریق نشاط عمومی جامعه را افزایش و ورزش همگانی را گسترش داد. (البته لازمست برای جلوگیری از یکسری مشکلات اطراف استخر طرح سالمسازی پیاده شده و از پرده نیز استفاده شود)

نکته اخلاقی : مشهد از اکثر ماها با جنبه تره و 30 دقیقه آستانه تحمل داره. اگر مثل ما بود که عمراً آستانه تحملش به یک دقیقه هم نمی رسید! 

چاپ در سوسه



نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
آن سیب دو نیم جومونگ!
تاريخ: سوم مهر 1388 ساعت :21:51
آن با فلانی یار غار ، آن صاحب انواع مقامات در دولت یار ، آن خداوندگار اعتماد بنفس ، آن بدور از هرچه ضعف و شک و ترس ، آن کارنامه اش در زمره اوتاد ، آن شهرداری را کرده آباد ، آن المپیک را داده بر باد ، عذر خواهی وی را کس نداشته در یاد ، آن دور مانده از وزارت نیرو ، سجده شکر کرده خلق از این رو ، آن سیب دو نیم جومونگ در مقیاس ایکس لارج ، آن در راه خدمت رسانی همیشه سیمش به شارج ، آن ریاست میراث فرهنگی را پاشنه ی گیوه ور کشیده ، تن کوروش از این خبر در گور لرزیده ، شیخ المقامات و آش کشک انتصابات « مهندس علی آبادی » از گنده مدیران کشور که از هر انگشتش هزاران تخصص باریده و در هر منصبی که صندلی از وجود مدیر خالی مانده باشد ، احدی لایق تر و مدیری کارآمد تر از وی برای جلوس بر آن صندلی زاده نشده. رضی ا... عَن انعطاف بذیریُه.

نقل است که روزی شیخ غضبناک بر فرزندش وارد و او را در حالی یافت که نزد پلی استیشن نشسته و کسب فیض می کرد. عزم گلایه کرد و آواز داد : ای فرزندم! این چه کارنامه ایست که مکتبخانه ات به دستم داده؟ همه نمره ها ناپلئونیست و بَل هُم اَضل! علی ای حال بجای جبران و ندامت ، تنها نشسته ای و فیفا دو هزار و نه بازی می کنی؟ فرزند بی التفات ، در همان حال گفت : یا شیخ! کارنامه سخن گزاف است و اگر سر سوزنی بها داشت ، شما با آن کارنامه خدمت رسانی به ورزش ، سالها پیش خانه نشین می شدی! شیخ که سخن فرزند را سنجیده یافت ، از در دوستی و تعویض کانال در آمد و فرمود : مع الوصف من هم بازی! تیم ایران را برایم بردار تا پشت حریفان را به خاک بساییم! فرزند گفت: مشغول جام جهانی هستم و همانطور که می دانید ایران در مقدماتی حذف گردید! شیخ گفت : اینجا هم که مثل عوام الناس مدام این جام جهانی را به رخ ما می کشند! لعن ا... کارشکنیهم!
و نیز نقل است پیکی ویژه بر شیخ وارد شد و لیستی به دست وی داد و گفت انتخاب کن! شیخ پرسید : « این چیست و ملاک انتخاب کدام است؟ » پیک گفت : « این لیست ادارات و سازمانهایی است که از فیض وجود مدیر بی بهره است. انتخاب کن کدام را به نامت بزنند! ملاک هم شایستگی است که الحمدا... شما به وفور دارید! » شیخ دستی به محاسن کشید و قدری تأمل کرد. سپس چشمان خود بست و انگشت بر روی لیست حرکت داد و به ناگاه انگشت را متوقف ساخت و فرمود همین جا که نشانه گذاشتم! فردای آن روز شیخ به ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منصوب گردید. کرم ا... طریق انتخابه!
گویند شیخ را پرسیدند : یا شیخ! برای ریاست سازمان میراث فرهنگی چه برنامه هایی در سر داری؟ فرمود : برنامه ها بسیار است، من جمله سی و سی پل را توسعه داده و به صد و سی و سه پل و یا بیشتر برسانیم! تخت جشمید را جمع کرده و به تهران می آوریم تا دسترسی مردم راحتتر گردد! لودر و بولدوزر به ارگ بم برده و آنجا را بکوبیم و هتل پنج ستاره بسازیم تا گردشگری رونق گیرد و قس علی هذا. رضی ا... عن اقداماته.

چاپ در صفحه طنز سوسه
نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: تذكرة الاكابر | + |
سوی سیستان رفت باید کنون
تاريخ: چهارم دی 1387 ساعت :17:14

تذکره الغرغرو!

سلام! فعلا بدون نوشیدن شربت شهادت برگشتم خونه.

توی حکمی هم که با دست چپ گرفتم اینجوری قسمت شده که دو سه روز دیگه به خطه شهید پرور سیستان برم تا دهن اشرار محترم (!) و عبدالمالک ریگی (رضی ا... عن جنایاته!) رو آسفالت کنم.

به قول سعدی که در دیوان حافظ(!) میگه:

سوی سیستان رفت باید کنون / به کار آوری زور و بند و فسون


* * *

نیازمندیها (تاریخ مصرف گذشته)

آماده امر خیر!

یک عدد خانم تحصیلکرده هستم که مدتیست وقت آزاد بیشتری دارم.

سرشناس – پولدار – برنزه! – با خواستگارهای فراوان

پیشنهادات شما هم بررسی می شود!

رایس


آیا شما هم برای نامزد شدن در انتخابات تردید دارید؟

ما برای شما برنامه ویژه ای داریم:

استخاره – رمل و اسطرلاب – کف بینی– فال قهوه!

ستاد عالی مشاوران خاص


قابل توجه «علی!»

من تو کنفرانس مطبوعاتی ام!

زود بیا حال این خبرنگار رو بگیر!

امیر قلعه دودی


شهریه از تو – خرج کردن با من!

به امید آنکه هر ایرانی در «دانشگاه مازاد» باشد.

وعده ما پای صندوق های بانک... اِ ... ببخشید... صندوق های رأی!

ستاد انتخاباتی دکتر


گروه تشریفات سیما تقدیم می کند:

- انجام نظرسنجی درباره سریال های سیما (با تضمین 120 درصد رضایتمندی بینندگان!)

- برگزاری جلسات نقد، نسیه، میز گرد، میز مستطیل و...

- برگزاری مراسم تجلیل از دست اندرکاران سریال و سخنرانی با تعریف و تمجید فراوان.

برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره 162 تماس بگیرید!


خط لوله گاز را مفت می خواهید؟

دبه در آوردنش را به ما بسپارید!

آخرین متندهای « با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن!» موجود است.

انجمن لفت و لعاب کاران مقیم هند و پاکستان


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
سایانا آمد!... صافکاری تو را می خواند
تاريخ: بیست و یکم مهر 1387 ساعت :15:1
توضیح مهم: بمنظور جلوگیری از مشکلات احتمالی و اصابت انواع لنگه کفش به گونه مبارکمان(!)  و نیز جلوگیری از بروز تشنج در روابط فی ما بین وبلاگی، اینجانب انتساب این متن موهون را به وبلاگ مستطاب "طنزدونی" و شخص شخیص خودم(!) تکذیب کرده و مغایر با اصول محترم فمینیستی دانسته و آن را به شدت محکوم می کنم!!  ;-)

خب! بار دیگر توانمندی مهندسان خلاق کشور در طراحی «سمند ویژه خانم ها» با عنوان سمند «سایانا» متبلور گردید تا کور شود هر آنکه نتواند دید!! اینک با افتخار از همینجا اعلام میداریم داشتن این سمند، حق هر بانوی ایرانی است و به قول تیزهای تبلیغاتی ایران خودرو: «... صافکاری تو را می خواند!»



 هر چند هنوز از رخسار دل فریب این اعجوبه صنعت خودرو رسما پرده برداری نشده و همه چیز آن مثل یکسری چیزهای دیگر در هاله ای از ابهام قرار دارد، اما با کمال مسرت مفتخریم به عرض برسانیم که ما پرده ی ابهام را تا حدی که محل اشکال نباشد(!) کنار زده ایم و ویژگی های منحصر بفرد این خودرو را منتشر می کنیم:

- سیستم هدایت خودکار: فقط کافیست خانم ها روی صندلی راننده بنشینند و لازم نیست خودشان را درگیر پیچیدگی های رانندگی کنند! خودرو به صورت اتومات هدایت می شود و کمترین خطری سرنشین خودرو و مخصوصا سرنشینان خودروهای دیگر را تهدید نمی کند!

- سیستم مخابراتی فوق پیشرفته: این خودرو در واقع یک مرکز مخابراطی سیار است!! به این صورت که موبایل تعبیه شده در آن قابلیت کنفرانس همزمان بین 600 نفر را داشته و شارژ کافی برای مکالمه مداوم را دارد. به عبارت دیگر خانم های محترم می توانند از این به بعد، بلند شدن دود از تلفن و سوختن های بی مورد آن را فراموش کنند!

- سیستم ضبط آدرس ها: این خودرو طوری طراحی شده که آدرس های چهارگانه ی مورد نیاز (که شامل : خیاطی، آرایشگاه، بازار و خونه مامانم اینا می شود ) را می تواند به خاطر بسپارد و طبق برنامه به این مکان ها برود. البته در مدل فول این خودرو قابلیت ذخیره آدرس کلاس زبان و آموزشگاه موسیقی به خودرو اضافه می شود.

- سیستم بازرسی خوکار: خودرو در زمان های کاملاً تصادفی و بصورت رندم(!) به محل کار شوهر زنگ زده و علاوه بر دادن لیست خرید روزانه، چک می کند که آیا ایشان در محل کار خود حاضر هستند یا نه و نتایج را در کاغذ مخصوصی علامت می زند.

- رنگ بندی روزانه: در طراحی این سمند یک ویژگی مهم لحاظ شده است، به این صورت که با فشردن یک کلید رنگ ماشین عوض شده و مطابق آخرین مد روز می شود! خانم های محترم می توانند از این بابت که خدای نکرده، زبانمان لال، سمند آنها شبیه سمند در و همسایه ها و اقوام نباشد آسوده خاطر باشند!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
آگهی های طنز - ابراز ارادتمندی به رایس
تاريخ: هجدهم مهر 1387 ساعت :12:8
ابراز همدردی
رایس عزیز!
کم کم به پایان دوره فعالیت شما در کابینه بوش نزدیک می شویم. فقدان انسان باشخصیتی مثل شما که همانند مرواریدی سیاه(!) در جهان سیاست می درخشیدید برای ما قابل تحمل نیست! حتی «تسیپی لیونی» هم که جانشین اولمرت شود دردی را دوا نمی کند!! به امید آنکه سفرهای خاورمیانه ای خود را هیچ گاه فراموش نکنید!
ارادتمندان شما – جمعی از سران کشورهای عرب منطقه


انتشارات البرادعی و شرکا تقدیم می کند:
- آموزش جامع «یکی به نعل، یکی به میخ!» (پرفروش ترین کتاب دیپلماتیک!)
- کنکاشی در دکترین چماق و هویج!
- شرحی بر تفنن سیاسی در دیپلماسی هسته ای! (چاپ اول)
- تاریخچه مبادله دُر غلتان و آبنبات چوبی! (چاپ شونصدم!)
برای کسب اطلاعات بیشتر به آژانس مراجعه کنید!


بنزین موجود است!
 دیگر نگران تأمین بنزین برای خودروی خود نباشید!
 کارت سوخت شما پیش ماست!
 بنزین را با قیمت مناسب از ما بخرید.
 توفیق


 فوراً به یک برقکار نیازمندیم!
 شنیده بودیم کاندیدای ریاست جمهوری باید با چراغ خاموش حرکت کند، ما از چند سال قبل خاموش کردیم، اما الان هر کار می کنیم روشن نمی شود!
 کاندیدای لامپ سوخته!


 از دست ندهید!
 سی دی تبلیغ تلویزیونی مای بی بی رسید!
 بدون سانسور- اورجینال – کیفیت آیینه!
کلوپ موزون نما!

ناسوس!
نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
برو بذار باد بياد
تاريخ: سیزدهم مهر 1387 ساعت :19:54
این مطلب به عنوان "سلاد مغز" در صفحه جوان روزنامه قدس چاپ شده بود ! همون طور که خواهید دید سعی شده یه جاهاییش با لهجه نوشته بشه، اگه شبیه همه چیز شده جز "لهجه مشهدی" بیخود خون خودتون رو کثیف نکنید!!

* اي بابا ! همش ميگن جوونا! همش ما رو سپر بلا مي كنن! همش از ما سوء استفاده تبليغاتي ميكنن! هي مي گن اين جوونا خونه ندارن، ماشين ندارن، كار ندارن... پس چرا هيچ كاري انجام نمي دن؟!...

- ها! تويم مث مو دل پري دري يَره! يكم او طرف تر بشين تا مُويم برات بگم اين جووناي ولايت مو هم خيلي مشكلات دِرَن!

* يعني تو ولايت شما هم جوونا لوزالمعدي پاشون سر پيچ ها اذيت مي كنه؟!

- نِه ! رفتي تو جاده خاكي يره... منظورم ايه كه جوونا تو ولايت مو هم پول ندرن!

* اي بابا!مگه ولايت شما روزنامه نداره؟!

- ها! خوب معلومه كه دره!

* خوب پس جوونا برن واسه روزنامه مطلب بنويسن تا پول دار بشن! فقط بايد مواظب باشن كه توي روز قطعي آب محلشون با مشكل مواجه نشن! چون آب براي مطالب خيلي لازمه!

- نه عمو جان! اي جوريا نيس كه! خيلي خيلي پول مخن! آخه هوس كردن از اي ماشين سوسولي ها كه تو نمايشگاه خودروي ولايت ما نشون دِدَن واسه خودشا دست و پا كنن! مخن واسه خودشا خط دِشته باشن!

* اگه مي خوان خط داشته باشن كه بايد برن مدرسه سواد ياد بگيرن! اين كه پول نمي خواد! البته دقيق ترش اينه كه به جز خودياري ديگه پولي نمي خواد!

- باز كه دِري عصاب مو رِ خط خطي مني يره! مگم خط موبايل مِخَن!

* مگه همين خط اتوبوس چشه كه حالا خط موبايل مي خوان؟! شما تو ولايتتون اومدين يك خط قطار شهري درست كنين، هنوز تمومش نكردين، بعد افتادين دنبال خط موبايل! برين همين خط قطار شهريتون رو درست كنين...

- ببينُم... شما همو نيستي كه تو روزنامه ولايتمان چيز مي نويسه؟! همو خله كه...

* نه! حالا از رو نيمكت بلند شو... برو بذار باد بياد.

- نِه داداش! تو خودشي! همو خله اي....

* نه عزيزم ! من شما رو نمي شناسم... الان هم بايد برم روزنامه تا مطلبم رو بدم مسئول صفحه! اينقدر هم گير نده ديگه! كي گفته من تو روزنامه مطلب مي نويسم؟! حتما با كس ديگه اي اشتباه گرفتي! برو پدر جان خدا روزيت رو جاي ديگه حواله كنه...

- اِ ... يعني شما او خله نيستي؟ چقدر مو هواسُم پرت رفته.... خو حالا بيا مو با پيكان جوانان خودُم برسونمت كه ديرت نره!!! ممكنه روزنامه تعطيل بره! یه دهن هم برات آواز موخونم حال کنی:
" يرگه کار مو و تو دره بالا مي‌گيره / ذره ذره دره عشقت تو دلم جا مي‌گيره...! "


 * * *

پ .ن 1: انصافاً این چهار قسمتی که دوست خوبم "الف. راستگو" برای عصر ایران طنز و فتوکاتور کار کرده در حد بوندس لیگا و امیدوارکننده بوده. توی این برهوت طنز در سایت های خبری این یه موهبت بزرگه!

پ .ن 2: بالاخره کردان هم پذیرفت که مدرکش یه سری اشکالات(!) داره! از این رک گویی و واقع بینی به موقعش ممنونیم. در همین راستا از رسانه های محترم به خاطر پیگیری متعهدانشون تشکر می کنیم و امیدواریم بعد از حل شدن این مشکل ریشه ای و خانمان بر انداز و مملکت تباه کن(!) با سرعت نور به سند چشم انداز 20 ساله برسیم، فرار مغزها به ورود مغرها تبدیل بشه، تورم به صفر برسه و همه چیز مملکت درست بشه و بشه سرزمین گل و بلبل!

پ .ن 3: از دوستانی که ایمیلی یا کامنتی ابراز لطف می کنن ممنونم. من متعلق به همه شما هستم! هنوز تصمیمی برای کاندیداتوری در انتخابات نگرفتم... حالا چون اصرار می کنید... البته یه سری پیش شرط هایی دارم... (فکر کنم بیماری ناز و ادای انتخاباتی مسری شده!)

پ .ن 4: آخیش...! راحت شدم! چند وقت بود پی نوشت های درست و درمونی ننوشته بودم و داشتم عقده ای می شدم و می ترکیدم!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
نیازمندی های طنز
تاريخ: چهارم مهر 1387 ساعت :22:17

Tinypic

100% تضمینی

قبولی در انتخابات آینده را به ما بسپارید.

تست ها و جزوات اختصاصی – آزمون های منظم! 

با اعتماد بنفس «توهمی!» حتما قبول می شم.

 1 ... 2 ... 3 ... توهم!


* * *

 Tinypic

آموزش لحیم کاری (!)

توسط اساتید مجرب تلویزیونی

هم تفریحی – هم حرفه ای

شعار ما اینست: مرد «عمل!» باشید.

نادر

* * *

 Tinypic

قابل توجه بچه حاجی های پولدار!

یک شبه end خلاف شوید.

نزول – دروغ – سقط جنین!

مسعود

* * *

 Tinypic

تخریب رقیب – با ضمانتنامه کتبی

انواع نظریه های اقتصادی – سیاسی – هسته ای!

انتقاد از هر جا که دلتان بخواهد!

ماهیگیری از آب گل آلود را فقط از ما بخواهید.

ستاد انتخاباتی کاندیدای معلوم الحال


 * * *

Tinypic

قابل توجه اکبرآقا

برج میلاد نداریم! تمام شد! لطفا سئوال نفرمائید.

کانون ماست مالی کنندگان نتیجه شش بر صفر!


 ناسوس!


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
آگهی های طنز
تاريخ: بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت :11:39

فوری - اکازیون

صدور انواع مدارک تحصیلی در اسرع وقت! با یکبار مدرک گرفتن از ما مشتری دائمی خواهید شد!

دانشگاه آکسفورد – شعبه هاوایی

 

قابل توجه تماشاگران و داوران

انواع لوازم جانبی سماور جهت استفاده در ورزشگاهها موجود است!

شرکت فرهنگ سازان نوین

 

سرمایه کم - سود عالی

رساندن نرخ تورم به زیر صفر! بدون درد و خونریزی! پاک کردن صفرهای پول رو به ما بسپارید!

لاک غلط گیر معجزه

 

پر کردن لای جرز!

باز و بسته کردن پلهای روگذر تخصص ماست. تعطیل کردن پل های روگذر برای عملیات درز گیری، درز دهی و درز سازی!

از 10 روز به بالا و ترجیحاٌ در روزهای اوج ترافیک!

شهرداری

 

قابل توجه خودروسازان خارجی

تیراژ میلیونی – سود میلیاردی!

خودروهای باد کرده و بنجل خود را برای مونتاژ به ما بسپارید و تا سالیان دراز حالش را ببرید!

خودروساز داخلی

 چاپ در سوسه - روزنامه قدس


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
پرداخت رسانه ای به لایحه "حمایت از خانواده"
تاريخ: بیست و سوم شهریور 1387 ساعت :11:0
  در راستای لایحه حمایت از خانواده و نیز در راستای مواضع غیر جانبدارانه بعضی رسانه ها در مورد مسائل جاری کشور و باتوجه به اینکه ما به خودباوری لازم جهت اظهار نظر در باب مسائل مهم مملکتی رسیده ایم، چند عدد بریده جراید و چند عدد نظرسنجی به این شکل ارائه می کنیم:


بریده جراید:


سارکوزی: اگر به گوش همسرم نرسد من هم موافقم!

محمدرضا گلزار: این لایحه به رونق گیشه ها کمک می کند.

البرادعی: ما از اول هم به ایران مشکوک بودیم، از کشورهایی که چنین لوایحی تصویب کنند هیچ بعید نیست که بمب اتمی هم بسازند!

فتاح: هر چه تعداد بیشتری زوجین در ساعات اوج مصرف زیر یک سقف باشند، برق کمتری برای روشنایی منازل مصرف می شود!

علی دایی: آقا به من چه؟! صد تا بدتر از این لایحه زمان سرمربی گری قلعه نویی وجود داشته ولی صدای هیچ کس در نمی اومده!

علی لاریجانی: فلسفه بعضی تعاملات در عصر حاضر نشان می دهد مرد سالاری کشک است و ما سیگنال های خوبی از این لایحه دریافت کردیم که آن را بررسی می کنیم.

حسین رضازاده: حتی کمر من زیر بار مشکلات این جور زندگی ها می شکند!

محمدعلی ابطحی: من شخصاً از خاتمی شنیدم که با این گونه لوایح موافق نیست.

کروبی: اگر من رای بیاورم به کسانی که این لایحه را در خانه خود اجرا کنند به ازای هر زوج 50 هزار تومن پاداش می دهم!

فردوسی پور: شما اگه برین کشورهای اروپایی رو نگاه کنین می بینین که هیچ جای دنیا از این لوایح از خودشون در نمیارن!

غلامحسین الهام: منتقدان این لایحه چوب لای چرخ آسیاب دشمن می ریزند!

خداداد عزیزی: این آقای عنایت که اینقدر از داورها حمایت می کنه بیاد ببینه که با این لایحه سر تیم ما رو بریدن!

کردان: فقط همین را بگم که عقدنامه من کاملا قانونی و رسمی است و از جا که دلتان می خواهد می توانید استعلام کنید!

ضرغامی: تصویب این لایحه برای صدا و سیما حیاتی است! حتی تصور اینکه بتوان سوژه ازدواج مجدد را در تولیدات سیما کنار گذاشت برایم مانند یک کابوس است!

 اوباما: برای بررسی تأثیرات این لایحه در خاور میانه حاضریم پای میز مذاکره با ایران بنشینیم!

حاج یونس: کاش این لایحه زودتر تصویب می شد تا آبرو ریزی نشود!

نظر سنجی:


رسانه های شمشیر از رو بسته:

 با توجه به لایحه اشکال دار و مزخرف «حمایت از خانواده» و با توجه به نتایج ضعیف المپیک و سهمیه بندی بنزین در دولت نهم، نظر شما راجع به این طرح چیست؟

الف- این لایحه اشکال دار است.

ب- این لایحه مزخرف است.

ج- این لایحه هم اشکال دار است هم مزخرف.

د- با وجود اینکه این لایحه اشکال دار و مزخرف است ولی اشکال دار و مزخرف نیست!

 

رسانه های کمر به حمایت بسته:

 با توجه به فواید و مزیت های فراوان لایحه « حمایت از خانواده» و با توجه به سرعت سازندگی در دولت نهم و توجه خاص دولت به مشکلات قشر محروم جامعه، نظر شما راجع به این لایحه چیست؟

الف- این لایحه خوب است و فواید زیادی دارد.

ب- این لایحه خوب است و مزیت های فراوان دارد.

ج- این لایحه خوب است و فواید و مزیت های فراوان دارد.

د- با اینکه این لایحه فواید و مزیت های زیادی دارد ولی لایحه خوبی نیست!


پیام بازرگانی: صفحه سوسه را 5 شنبه ها در قدس بخوانید


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
سالاد مغز
تاريخ: پانزدهم مرداد 1387 ساعت :9:9
این قسمت14 سالاد مغز بود که در صفحه جوان (ورود آزاد) چاپ شد. بیخود دنبال ارتباط منطقی و نتیجه گیری اخلاقی هم نباشید!

* * *

جوون نباید اینقدر دود کنه!


- یه دقیقه وایستین... می خوام باهاتون درباره مشکلات نسل جوان مصاحبه کنم...
- ولم کنین دیگه، اعصاب ندارم، چرا راحتم نمی ذارین؟ دیگه کلافه شدم!
- برای چی؟
- خوب رفتم بانک که اعصابم به هم ریخت دیگه!
- چک برگشتی داشتی؟
- نه آقا...
- پول تو حساب نداشتی؟
- نه، از اونم بدتر! آبخوری بانک توی ساعت کاری خراب بود! حالا من یه بانک دیگه از کجا پیدا کنم؟!
- واقعاً که شما یه خورده...
- چی؟! یعنی می گی یه خورده قاطی دارم؟! یعنی شما هم فکر می کنین آب رو برای آب بستن به مطلب لازم دارم؟! یا فکر کردین لوزالمعده ی پام داره اذیتم می کنه؟ نه! می خواستم آب رو بخورم! همین!
- برای جوونی مثل شما زشت نیست که برای یه لیوان آب اینقدر عصبانی بشه؟
- نه! واسه ماشین و خونه و کار که ناراحت نشدم، واسه گرونی هم ناراحت نشدم، واسه شلوغی و محدودیت های ترافیکی که ناراحت نشدم، حالا واسه یه لیوان آب هم نباید ناراحت بشم؟!
- عجب دل پری داری! آفرین پسرم! ادامه بده...! حالا برای آینده چه برنامه ای داری؟
- اگه عمری باشه می خوام خودم رو دفتر روزنامه برسونم و مطلبم رو برای چاپ تحویل بدم!
- نه! منظورم اینه که چه برنامه بلند مدتی در پیش داری؟
- آهان! خوب از اول بگین! می خوام همین خیابون رو تا آخرش برم و ببینم چند تا بانک داره! آخه هوا گرمه و ممکنه یه وقت آدم تو خیابون تشنه بشه!
- نه! برنامه خیلی خیلی بلند مدت چی داری؟ یعنی در آینده دور...
- ازاول بگین خوب! اگه عمری باشه می خوام همچنان تا جام جهانی 2010 توی خط حمله تیم ملی فیکس باشم و بتونم سرمربی رو در تعویض ها و ارنج کردن تیم کمک کنم!
- آینده رو ولش کن بابا... برای جوون ها چه توصیه ای داری؟ - نکشن آقا! اینقدر دود نکنن! این سیگار پدرشون رو در میاره! معتاد میشن می افتن می میرن! بعد کی می خواد آینده ساز باشه و جای علی دایی رو تیم ملی  بگیره؟ هان؟!
- ممنون...خسته نباشین....مصاحبه ی خوبی بود.
- چی چی مصاحبه ی خوبی بود؟ حق المصاحبه ی ما چی میشه؟! میام دفتر روزنامه تا قرون اخرش رو می گیرم! به من میگن جوون! نه برگ چغندر!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
توصیه هایی برای سادیسمی شدن
تاريخ: هشتم تیر 1387 ساعت :18:53
- برین توي نمايندگي BMW و بعد از يه ساعت که ماشين ها رو ور انداز کردين بگين: من محصولات ايران خودرو رو ترجيح مي دم!
- وقتي مي خواين از يه استاد سر سخت نمره بگيرين يه عکس از ماشين استادتون در حالي که يک چکش روي کاپوتش هست براش بفرستين!
- توي بلوار سجاد برين بالاي درخت توت و براي ملت توت بتکونين!
- موقع اعلام نمرات، دور اسم اونايي که افتادن خط بکشين و بنويسين: بيشتر درس بخون!
- زنگ بزنين برنامه نود و بگيد حاضريد براي کارشناس برنامه که مي خواد عدد برنده مسابقه اس ام اس رو اعلام کنه، کلاس فشرده رياضي اول دبستان بگذاريد!


----------------------------
این ستون آزاد است!

آقای محمود فرجامی (از طنزنویسان برجسته کشور و مدیر سایت آی طنز) لطف کردن و نقدی بر نقاط قوت و ضعف ستون آزاد نوشته اند. از ایشون بابت نقد دقیقشون ممنونم و شما را به خواندن آن دعوت میکنم.

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
ايران - بحرين و تهديد امنيت
تاريخ: پنجم تیر 1387 ساعت :19:4
 Tinypic

كاريكاتور اثر دوست خوبم: مهدي عسگري
چاپ در ستون آزاد


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
سه گانه: روز زن ... بازي ... خنك بنوشيد
تاريخ: چهارم تیر 1387 ساعت :0:37
این رو خیلی وقت پیش برای روزنامه نوشته بودم که به روایتی قسمت 12 ستون سالاد مغز بود.

چند مي گيري بي خيال بشي؟!

بابا عجب تابستون خفنی شده... پارسال که خبری نبود گرما می خوردیم، چه برسه به امسال که گرمای جام ملت هاي اروپا هم به تابستون اضافه شده! ما هم که دیگه مثل قدیما بدنمون سالم نیست... این درد لوزالمعدی پا داره اعصابم رو قورت می ده! اِ ... یه مغازه ی عطر فروشی اونجاست، چقد هم باکلاسه، کولرگازی هم که داره! برم یه خورده اونجا نفسی تازه کنم...
* سلام، این عطرهای سوییسی چنده؟ اون یکی نه، این یکی...
- بله، این عطر سوییسی نیست و 24 رایحه است! این کاغذ رو می زنم داخلش، ببینید از بوش خوشتون میاد؟
* درست حرف بزن مرتیکه! از «بوش» خوشتون میاد یعنی چی؟! هان؟! مگه ورود آزاد جای این حرفاست!؟
- منظورم اینه که رایحه خوبی داره...
* آهان، حالا درست شد، خوب همین رو بپیچین تا ببرم!
- البته کاغذ که واسه ی تست کردنه، عطر رو توی شیشه باید ببرین!
* نه بابا! چه خبره مگه؟! روز زن یک روز تو سال بیشتر نیست که! یه شیشه عطر ببرم که چی بشه؟! فوقش اگه بخوام خیلی مایه بگذارم، بهتون می گم که اون سر دیگه ی کاغذ رو هم توی عطر بزنین! اینجوری می فهمه که دو برابر بیشتر از پارسال براش خرج کردم!!!
- پس لااقل چند تای دیگه از این کاغذ ها رو توی عطر می زنم تا خانومتون خیلی بیشتر خوشحال بشن!
* ببین پسر جان، می خوای دستی دستی ما رو بد بخت کنی؟ ثالثاً گنج که پیدا نکردم! اولاً هم اینجوری بیشتر شک می کنه که شاید پرده ای پشت نیم کاسه باشه و خلاصه اون تنها زن زندگیم نباشه!
- آره! هر چی شما بگین! اون کاغذ هم قابل شما رو نداره! بفرمایین بیرون...به سلامت!
* اصلا می دونی چیه! من زن ندارم! به خاطر همین چیزاست که زن نمی گیرم! آخه مگه چقدر بابت نصف صفحه آچار با فونت ده پول می دن که من واسه همسرم یک کاغذ عطردار بخرم! لوزالمعده ی پا که هیچی، باجناق سینه هم زیر این بار گرونی خرد میشه!!!
- گرفتم چی میگی! چند می گیری بی خیال ما بشی و بری بیرون...
* آهان حالا شدی یه پسر خوب! بالاخره اینجوری هر کی این صفحه ورود آزاد رو بخونه می فهمه که: ثانیاً من خل نیستم و این کارهایی که می کنم یه جورایی در راستای درآمد زایی و کاهش وابستگی به حق التألیفه!!! اولاً هم ترتیب درست «ثانیا»ً و «اولا»ً چیه! ...

چاپ شده در ورود آزاد

----------------------

بازي


از فيلسوف جوان كه منو به بازي دعوت كرده ممنونم! گفتن كه بايد بهترين پست وبلاگم رو معرفي كنم... خوب منم كه اهل تعريف از خود نيستم (!!) با اينكه فتوكاتورهام توي عصر ايران رو خيلي دوست دارم... ولي اين طنز از دستم در رفت!

اين دوستان هم در صورت تمايل مي توانند اظهار فضل كنند كه كدام پستشان شيره ي گلو سوزي از كار در آمده: بهمن، محمدرضا، مجيد و استاد: حسن احمدي فرد

-----------------------

خنك بنوشيد!


شماره تابستان ستون آزاد را خنك بنوشيد ;-)
تا گرم نشده دانلود كنيد!

Tinypic


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
نیازمندی ها
تاريخ: چهاردهم خرداد 1387 ساعت :0:32
صادرات
تفسیر انقلاب با آخرین اصلاحات رسید!
ضمنا تغییر کاربری انواع انقلابها جهت صادرات پذیرفته می شود.
بنیاد نم نم و رفقا

***

جویای کار
بنده فردی تحصیل کرده، مایه دار و جویای کار هستم. با مدرک دکتری دانشگاه آزاد و گواهینامه موتورسیکلت! آماده به همکاری در کارهای اقتصادی.
ریاست محترم و احتمالا سابق دانشگاه مازاد

***

داده می شود!
انواع و اقسام قول های مساعد جهت تکمیل نیروگاههای هسته ای داده می شود، فقط با یک تماس تلفنی! امضای انواع تحریم ها علیه خریداران هم پذیرفته می شود!
ارادتمند شما، پوتین! رئیس جمهور سابق روسیه

***

بازیافت
انواع مجوز لغو و باطل شده نشریات جهت بازیافت موجود است.
اداره فرهنگ و ابطال مجوزات

***

قابل توجه شمسی
500 متر آپارتمان در بهترین نقطه شهر، آسانسور, سونا, جکوزی و با کلیه امکانات رفاهی داریم! چشمتون در بیاد!
اقدس خانم

***

کاریابی
تعدادی معدودی «جزر دیوار» با اندازه Xلارج! موجود است. هر چه زودتر تماس بگیرید.

ستاد کاریابی و مرکزحمایت از مدیران سابق!

---------------------------------------------

چاپ شده در شماره 32 (خرداد 87) ماهنامه طنز و کاریکاتور ستون آزاد

 شماره جدید را از اینجا رایگان دانلود کنید.


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
سالاد مغز! و دیگر هیچ
تاريخ: هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت :0:40
من و بهمن 19 قسمت ستون «سالاد مغز» رو به صورت مشترک نوشتیم. سبک نوشتن و فضای ناهنجارش برای من خیلی دوست داشتنی بود ...
حکایت دو تا خل که لوزالمعده ی پاهاشون درد می کنه(!!) و باید هر هفته نصف صفحه آچار با فوت 10 برای روزنامه مطلب حاضر کنن... این اولین قسمتی هست که دوسال پیش نوشتم...


کولر پنج تیکه!

چه صفایی داره وقتی داری مطلب می نویسی رانندگی هم بکنی! این دیگه از کجا پیداش شد؟ اِ جناب سروان شمایین! چه سعادتی! عجب لباس قشنگی ردیف کردین! به عینکتون هم میاد!

- هیچ معلوم هست چکار می کنی ؟

- راستش رو بخواین نوار گوش میدم جناب! خوانندش هم تا همین آخریا مجاز بود! لس آنجلسی رو با بندری مخلوط می کنه، البته من بندری دوست ندارم، همبرگر رو ترجیح میدم! بیا یه لقمه بزن... نه جون من تعارف نکن ...بگیر...قابل نداره ها... چون شمایین هزار تومن آخرش! اگه خریدار نیستی برو بگذار باد بیاد، هوا هم گرم شده، البته ماشین کولر داره ها ولی وقت نکردم برم رو پشت بوم سرویسش کنم! قراره پولام رو جمع کنم یه کولر پنج تیکه18000 بخرم! از اونایی که تو تلویزیون تبلیغ می کنه!

- من جناب سروان نیستم! شما هم لطف کنید برگردین به تختتون! اینجوری بقیه بیماران رو ناراحت می کنید!



- ولی من که طوریم نیست! فقط وقتی چیپس رو با عرق خارشتری و تمشک وحشی می مالم به صورتم، لوزالمعده ی پامم درد می گیره! مگه مال شما درد نمی گیره؟! راستی اون خانم با شما چی خصومتی داشت؟

- کدوم خانم؟ منظورت چیه؟!

- ای بابا! همون رو می گم که دیروز با ماشین زیرش کردیم دیگه! یادت نیست؟ کردیمش زیر خاک!

- کدوم خانم؟ کدوم ماشین؟ من که ماشین ندارم!

- بابا تو که از من تعطیل تری! دیروز خیلی عجله داشتی و لباس هات رو می شستی که یهو کنترلت رو ازدست دادی و نتونستی ترمز کنی و با ماشین لباسشویی زدی به خانم پرستار و زیرش کردی دیگه! خودم دیدم! بعدش هم که فرار کردی رفتی اون ور آب، دکتری گرفتی!

- تو چی می خوای از جون من! ولم کن دیگه! دیوونم کردی...

- هیچی بابا! این مطلب رو باید به اون خانم پرستار که کشتیش می دادم تا برام تو نصف صفحه آچار با فونت ده تایپ کنه! حالا که رفت اون دنیا...پس با همین ماشین من رو برسون دفتر روزنامه! دارم دیرم میشه.

روزنامه قدس - ورود آزاد - 28 اردیبهشت 85

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
نیازمندی ها
تاريخ: هفتم اردیبهشت 1387 ساعت :1:22
معاوضه

 برای جابجایی محترمانه و تشریفت دار جان باختگان امسال در مسیر کاروان همراهان تور، تعدادی اتوبوس بنز از رده خارج را با یک هواپیمای تشریفاتی معاوضه می کنیم.
 کانون تهیه نوش دارو بعد از تصادف سهراب!

 ***

تغییر ساعت – فوری – الزام آور!

تغییر ساعت رسمی کشور و عدم تغییر ساعت کار بانک ها تصویبانده (!) می شود.
جمعی از نمایندگان درد آشنا

 ***

 بازشماری

بازشماری آرای انتخابات پذیرفته می شود! ضمناً «قرص ضد خواب!» برای شب شمارش آرا موجود است.
 کمیته صیانت از آرای حزب بی اعتماد

***

 حسن همجواری

 انجام کلیه امور ساختمان‌سازي و ساخت بندر در کشور دوست و برادر «ترکمنستان» پذیرفته می شود. تریپِ «بزرگواری» و «حسن همجواری» هم موجود است.
انجمن یخ زدگان در زمستان و کانون بی صفایی ملی


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
مقامات ضرغامیه
تاريخ: بیست و ششم فروردین 1387 ساعت :1:23
احم احم.... السسسسلام عليكم!
فی البتدا انا معرفی خودم را: انا دوکتر «غرغرو ابن قدقدو» فوق لیسانس تشریح آبکی و باجه خواری(!) من المکتبخانه سوربن، مع تجربه و تحصیلات زیاد فی الخارج و متبحرٌ فی التشخیص هِر مِنَ البِر! فی هذه المقاله، انا اقصدُ للتشریح اقدامات تلفیزیون فی هذه النوروز و التعریف و التمجید و البادمجان دور قاب جینی للمهندس ضرغامی و دست اندرکاران تلفیزیون.

Tinypic

من قبل جلوس مهندس علی الکرسی ریاست تلفیزیون، تولیدات اجنبی یتصاعد من السر و کول تلفیزیون و کثیرٌ من الشباب های علاف یجلسون عند الماهواره و عند الفیلترشکن و عند الفیلم های ناجور علی الخصوص آنجلینا جولی و جنیفر لوبز! و انا لا قادر توضیح المناظر المستهجن و الخانمان برانداز فی هذه التولیدات هالیفودی! لکن بعد جلوس مهندس علی الریاست، دکترین تلفیزیون کن فیکون شد و سازمان صوت و القیافه یبدل اسوه بین الصوت و القیافه های عالم و لا نری فی تلفیزیون موسیقی مطرب(باب!) و التولیدات اجنبی و کل الشباب یجلس عند التولیدات آبکی و مِیدین ایران و لا یدهب سراغ الماهواره و المستهجنات!

مثلاٌ فی هذه الایام نوروزیه، رئیس الصوت و القیافه، سید المهندسین «عزت ا... ضرغامی» یتخارجُ اندکی مال من الخزائن المیلیاردی حاصل از بیام های بازرگانی و یصنع السریال های طنز بعد از مدت ها، کمثل «رجلٌ مع الف القیافه» و «بیامک من العالم اُخری» و «الآدرس». إن عوام الناس یفعل استقبالاٌ شدیداً من هذا التولیدات نوروزی و یفرح اساساً و من الخنده روده براً کثیراً.

إن هذه الاقدامات من الثمرات عزت ا... خان و سخاوته. فی الآخر، نحن متوجهٌ که تا آخر هذه العام الشمسی، عوام الناس لا یریدُ الطنز و السریال و الفیلم های اجنبی و راضیٌ بتلک تولیدات و البرنامه های آبکی کمثل قبل نوروز، ان شاء ا...

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
تابلوهاي انتخاباتي!
تاريخ: بیست و ششم بهمن 1386 ساعت :0:14
چند وقتي مي شود كه همه دوست دارند با تابلوي خودشان در انتخابات شركت كنند، ما هم گفتيم كه براي خواناتر شدن تابلوها، يكسري استانداردهاي نامگذاري تعريف كنيم تا از هرج و مرج در جريان انتخابات جلوگيري كرده باشيم:

(EM (Eslahtalabe Motadel: اصلاح طلب معتدل، اصلاح طلب اصول گرا، كساني كه بر سر دوراهي مانده اند. مرگ بر امريكا بهتر است يا مذاكره با امريكا؟!

(!RRMCM (Tulanie! hosele nadaram: راهنماي راست ميزنه چپ مي پيچه! اسمش توي ليست چپ ها اعلام ميشه ولي خودش رو براي راست ها لوس مي كنه، هم از توبره فيض مي بره هم از آخور.

(!ETBVPHT (ayzan: اصلاح طلب با وعده پنجاه هزار تومني! اصلاح طلبي كه اگر شب شمارش آرا بخوابد از فردا دیگر خوابش نمی برد ! نشنيدن شعارهاي همچنين كانديدايي در انتخابات مثل نديدن مصاحبه هاي فيروز كريمي دربرنامه نود است!

(OMD (Osulgaraye Montaghede Dolat: اصول گراي منتقد دولت، اصول گرايي كه با دولت حال نمي كند يا دولت به اندازه كافي به او حال نداده است! اصول گراي ضد حال بزن و ضد حال بخور!

(KHM (Kandidaye Hamishe Mostafi: كانديدای هميشه مستعفي! كلاً راي نمياره. ميشه يقين داشت كه روزهاي آخر به نفع يكي (كه اون هم از شانس بد راي نمي ياره!) مي ره كنار.

(HSDKh&Sh (Hezbe Sardar Doctor Khalaban&Shahrdar: حزب سردار دكتر خلبان و شهردار! نمونه بارز از هر انگشت هزار هنر باريدن! حامي لواشك و قره قوروت طرقبه!

(HB (Hezbe Bad: حزب باد! اگر شش دولت ديگر هم عوض شود ايشان همچنان پشت ميزشان هستند! طرفدار پر و پا قرص سازمان هواشناسي.

شاید ادامه داشته باشد...
نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
غرغرو روزنامه نگار مي شود!
تاريخ: بیست و یکم دی 1386 ساعت :16:29
فرض كنيد توي اين زمستون سرد، زير كرسي نشستيد و داريد از قنديل بستن لوله ها و كنتور آب و افت فشار گاز لذت مي بريد! بعد يك نفر در خونه رو بزنه و شما بعد از شش دفعه سر خوردن از پله ها و له و لورده شدن مي ريد دم در ... مي بينيد كه اي داد بيداد! يك از خدا بي خبري ورداشته روزنامه دو ماه بعد رو انداخته جلوي در و فرار كرده! اونم چه روزنامه اي! درست مربوط به چند روز قبل از انتخابات...

از همه اين خزعبلات كه به عنوان مقدمه به هم بافتم بگذريم!! ... اين هم ستون جديدي كه در ستون آزاد كار كردم، به اسم مطبوعه ممنوعه!

براي ديدن تصوير در اندازه بزرگتر روي عكس كليك كنيد!

Tinypic

چاپ شده در شماره 27 ستون آزاد (براي دانلود مفتكي ستون آزاد اينجا را كليك كنيد!)


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
آفتابه ای برای اراذل!
تاريخ: چهارم خرداد 1386 ساعت :12:9

 

* چند روزي هست كه اراذل ساكن مركز و حومه متوجه شدن كه جون داداش اين تو بميري از اون تو بميري ها نيست! كار به جايي رسيده كه آفتابه با اوباشگران دست به يقه شده! نيروي انتظامي اين دفعه قصد داره حسابي نفس كش بطلبه و حال اين پدرسوخته ها رو تو قوطي بكنه! سردار فرمودند كه ابهت پوشالي اراذل و اوباش را در محلشان مي‌شکنيم؛ و به گزارش اكثر ناظران وخبرنگاران يك بشكن بشكني راه افتاده كه اون سرش نا پيدا!

 

* شما فكر كردين كم الكيه؟ مسئله مبصر شدن يا نوشتن يكي دو تا مطلب تو روزنامه نيست كه! خيلي مهم تر از اين حرف هاست! مسئله رياست جمهوريه! مسئوليت داره! مسافرت داره! سخته! اين روزها هم هر كس كه احساس مي كنه پشمي به كلاش هست براي گرم شدن تنور انتخابات مشغول تأييد و تكذيب حضور در انتخابات آينده هست و براي اينكه توي بوروكراسي حزبي گير نكنه مي ره براي خودش حزب تأسيس مي كنه! اما گفته باشم كه بنده به عنوان يك حق التحرير بگير با سابقه مديريتي فراوان(!) فعلاً قصد ادامه تحصيل دارم و مطالبي را كه جرايد براي كانديداتوري ام سوسه مي روند را به شدت تكذيب نكرده و قطعاً شانس خود را امتحان مي كنم! خدا رو چه ديديد؟! شايد بعدش به عنوان مسئول ديپلماسي داخلي سوسه انتخاب بشيم!

 

* گنج مظفرخان هم كه در راه هست! آقا مهران سخت مشغول كار هستند تا اين مجموعه براي تابستان حاضر بشه و بره روي آنتن...نه... خوشحال نشين! نميره روي آنتن! ميره روي پيشخوان فروشگاه هاي عرضه محصولات فرهنگي! بعد هم شما دست در جيب مبارك كرده و مايه خرج مي كنيد تا كار جديد آقا مهران رو ببينيد! يادتون هست كه هي نق مي زدين كه چرا اينقدر وسط باغ مظفر تبليغ پخش مي كنن؟! حالا اون خوب بود يا اين؟! اون بد بود و اين بدتر! چي؟! از اين خبرا نيست؟! صبر مي كنين تا قاچاقش بياد؟ بابا شما ديگه كي هستين؟! يعني خداحافظي با چند تا اسكناس هزاري اينقدر سخته؟!

 

* ليگ برتر هم با همه نشيب و سقوط ها (!) كم كم به روزهاي پاياني نزديك شده  پيشنهاد مي كنم اگر طالب آموزش فحش هاي چاله ميداني جديد و ديدن صحنه هاي نبرد، مشت، لگد، پرتاب سنگ، پرتاب وزنه، پرتاب داور!، كشتي، بوكس و... هستيد دوشنبه از پاي رسانه ملي تكان نخوريد! دوستان نيروي انتظامي هم مي توانند به جاي اينكه اينقدر براي دستيگري اوباشگران به خودشان زحمت بدهند يك هفته پاي همين برنامه نود بنشينند تا راه صد ساله را يك شبه طي كنند! آقا همچين هم ديگر رو مي زنند كه بيا و ببين! بعد هم درحالي كه داره فيلم حركات رزمي و متحيرالقعولي كه از خود به نمايش گذاشتند پخش ميشه به كل منكر همه چيز مي شن! معلوم نيست اين ها بينندگان رو چي فرض كردن؟!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
اموات محترم: كارت سوختتان حاضر است!
تاريخ: بیست و هفتم اردیبهشت 1386 ساعت :12:21

 

بعله ديگه! همه رفتني هستيم! الان صداي من را بصورت زنده و مستقيم از آن دنيا دريافت مي كنيد! چون مسئولين محترم بعد از ثانيه ها كار كارشناسي طاقت فرسا روي نحوه ي توزيع كارت سوخت به اين نتيجه مهم دست يافته اند كه « فقط کارت سوخت اموات تحویل نشده است! » فكر كنم تا چند روز ديگه گواهي فوت هم برامون صادر بشه! بعدش هم مسئولين محترم جلوي تريبون حاضر خواهند شد و اتمام موفقيت آميز اين طرح هماهنگ و غرورآفرين را اعلام خواهند نمود. حالا اگه امكانش وجود داشته باشه يه مردانگي بكنند و كارت سوخت اين دو ميليون اموات محترم را زير خاك دفن كنند، با اين اميد كه بحران مديريت هنوز زنده و در كمال صحت و سلامت باشه و اينجا ما بدون كارت سوخت نباشيم!

 

عرضه مستقیم ممنوع!

كم كم به اين نتيجه مي رسم كه كمي بيشتر از اندكي زير خط متوسط آي كيوي جهاني قرار دارم! مي فرمايين چرا؟ دليلش ساده است... يكي از مسئولين محترم نيروي انتظامي فرمودند كه: از عرضه مستقيم و فروش علني كراوات و پاپيون جلوگيري مي‌ شود؛ اما حقير به عنوان يك حق التحرير بگير از طبقه عوام نمي فهمم فروش غير مستقيم چطوري بايد انجام بشه؟! مثلاً (البته بلا نسبت ما!) بايد يك فروشگاه پيدا كنيم كه حدس مي زنيم احتمالاً اهل اين حرفها باشه و در حالي كه به سمت ديگه اي نگاه مي كنيم، بصورت زاويه دار و غير مستقيم به اون مورد اشاره كنيم و از فروشنده درخواست كنيم:

«- بي زحمت دو تا از اون غير مستقيم ها بدين! - از اين ها؟ - نه! اون كناريش كه غير مستقيم تره!»

 

هر دم ازاين باغ بري مي رسد!

حتماً تبليغات زرد و آبي يكي از اپراتورهاي محترم تلفن همراه كه در و ديوار شهر را زينت داده ملاحظه مي فرماييد؟ هر روز هم از سر خير خواهي هدايا و سرويس جديدي را در تبليغات معرفي مي كنند و حسابي توي سر تلفن هاي همراه دولتي -كه در نوع خود خالي از معضلات عديده هم نيست!- مي زنند! چند وقت قبل كه دولتي ها حسابي حالشان را گرفتند و پته شان را به آب دادند و مشتركان محترمشان تازه فهميدند كه  اينها زمان مكالمات را دقيقه اي حساب مي كنند و براي جلوگيري از محاسبات پيچيده، اعداد را كمي تا قسمتي به سمت بالا گرد مي كنند! حالا هم كه دولتي ها يك ضرب شست ديگر نشان دادند و ابلاغ كردند تا زمان  نصب تجهيزات مورد نياز فيلترينگ MMS، ارسال آن ممنوع است! حالا مشتركان مي توانند خر بياورند و سيم كارت بار كنند!

 

[….] شد به برنامه ليگ!

اين برچسب حرفه اي كه به ليگ برترمان مي زنيم هم حكايتي دارد... توي يك جلسه اي يكي از دهانش در ميره كه بعضي داورها رشوه هم مي گيرند! يكي ديگه بر اساس همين مدرك معتبر(!) توي رسانه ها جنجال به راه مي اندازه! اون يكي حوس مي كنه تيمش رو نه روز زودتر بفرسته استراليا! اون يكي بازيكن نميده! يكي ديگه هم ميگه پس ما هم بازي نمي كنيم! در آخر هم يكي پيدا ميشه و با شاهكاري كه مي كنه همه بازي ها رو لغو مي كنه! حالا هم که هم ... شد به برنامه لیگ! هم به استرالیا باختیم! همچنان هم فکر می کنیم که آخر حرفه ای و خرد جمعی هستیم!

 

 

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
كسي نمي خواد طرح بده؟!
تاريخ: سی ام فروردین 1386 ساعت :1:43

طرح «جمعه ها با مدرسه» در اتاق فكر آموزش و پرورش – خبرگزاري فارس

 

در طول تاريخ، عده اي بودند كه به جامعه بشري خيانت كردند! يكي اوني كه بمب اتم انداخت تو هيروشيما، يكي هيتلر بود كه ميليون ها نفر رو به كشتن داد، يكي صدام بود كه به ايران حمله كرد، اما مهمتر از اونها بنيان گزار پديده ي شوم پيك نوروزي بود كه خدا از سر تقصيراتش نگذره! به نظر من ساديسم مرض شايعي هست كه هنوز دارويي براش پيدا نشده! اما ظاهراً دوباره يكي ديگه پيدا شده كه قصد هك كردن نام خودش رو در تاريخ داره و اون كسي نيست جزهمين آقا يا خانم نالوتي كه اين طرح رو پيشنهاد فرمودن. چطوره بچه ها لحاف تشك خودشون رو هم بيارن كه يه وقت خداي نكرده موقع خواب يادشون نره كه علم بهتر بود يا ثروت؟!

 حالا اصلا گيريم كه طرح خيلي هم كارشناسي شده باشه و عين طرح تغيير ساعت و اينا مو لاي درزش نره! ولي ديگه چرا توي اتاق فكر؟! جا قحط بود؟ خجالت هم نميكشن! تو ملاعام دارن ميگن طرحش توي اتاق فكره! استغفرا...! لابد شما هم قبول دارين كه نصفي از اين طرح ها از توي اتاق فكر در مياد! تنها جايي كه امروزه بشر فرصت مي كنه دقايقي ريلكس باشه و براي ساير همنوعانش طرح بده بيرون! هرچي كارش بيشتر تو اتاق طول بكشه طرح هاش هم كارشناسي شده تر ميشه! خلاصه طراح اين پديده شوم، وقتي از اتاق فكر بياد بيرون مي دونين چي ميگه؟ ميگه كار ما تموم شد! كسي نمي خواد طرح بده؟!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
پشت پرده خذف استقلال!
تاريخ: بیست و سوم فروردین 1386 ساعت :11:4

 

با تلاش گروه شنود بين المللي سوسه (گشبس!) مدارك محرمانه اي از پشت پرده  راي اخير دادگاه داوري ورزش بدست آمد. اين رأي كه ابتدا به طرز مشكوكي خوب بود و سپس نيز به طرز مشكوكي بد شد، حذف قطعي استقلال از اين دوره جام باشگاههاي آسيا را  رقم زد. مكالمه ي ضبط شده زير بين وكيل باشگاه استقلال و قاضي دادگاه داوري ورزش در شب قبل از راي اول است:

 

- من به عنوان وكيل قانوني استقلال از شما مي خوام كه بدون توجه به فشارهاي وارده و بر اساس حقايق به نفع ما راي بديد!

- برو داداش! دلت خوشه ها! حقايق سيخي چنده؟!

- بر اساس بند سه تبصره دو ماده هفت، آقاي بن همام مرتكب تخلف شده...

- اون بندها شامل شما نميشه! نگفتي خودياريتون چقدري هست؟

- ...!

- نه! نميشه! شما بايد مدارك رو زودتر ارسال مي كرديد!

 

 

- راستي آقاي... و مهندس... سلام رسوندن! آقاي مهندس ... هم فردا قراره بيان جاي شما!

- به به! چه سعادتي! از اول مي گفتين! از آشناييتون خيلي خوشحال شديم! بالاخره هرچي باشه ما خرد جمعي رو به كار مي گيريم و به نفع شما راي مي ديم! بازم پرونده داشتين بياين جاي ما...

 

* * *

 

اين مكالمه هم شب قبل از راي دوم ضبط شده و مذاكرات بين بن همام با قاضي پرونده است:

- مرد حسابي اين چه رأيي بود كه صادر كردي؟!

- قانون رو كه نميشه نديده گرفت! خود آقاي مهندس... سلام رسونده بودن! تازه خردجمعي رو چي كار كنيم؟!

- صحبت چقدر هست حالا؟!

- منظورت چيه؟ فكر كردي من چه جور آدمي هستم؟ شما حداقل بايد هفتاد ميليون دلار به استقلال غرامت بديد!

- ...! خوبه؟

-  نه! استقلال رقيب تيم علي دايي هم هست! خيلي واسه ما عزيزه! برو بالا!

- ......!! خوب شد؟

- حالا كه فكر ميكنم مي بينم شايد حق با شما باشه، بايد مداركشون رو زودتر پست مي كردن، ولي اين كه دليل نميشه! نبايد حق مسلم اون ها رو ازشون گرفت!

- ............!!! حله؟

- قانون گريزهاي تنبل! بايد به قوانين احترام مي گذاشتن! مي مردن زودتر مداركشون رو ارسال مي كردن؟! واقعا كه! ديگه اين پرونده در صلاحيت ما نيست! فردا كل پرونده رو مي فرستم جاي خودتون!...

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
کارشناسانه (قسمت اول)
تاريخ: سیزدهم فروردین 1386 ساعت :12:45

بله، آقایی که شما باشید! مدام این گوشی تلفن همراه زنگ میزنه، اس ام اس می رسه، نمابر میاد و اینباکس ایمیل هم اعداد نجومی نشون می ده که :« آخه جناب کارشناس محترم (غرغروی سابق)، تو رو خدا بیاین جواب سئولات مردم رو بدین و مشکلاتشون رو لااقل تو وبلاگتون منعکس کنین!» ما هم هر چی می خوایم بپیچونیمشون و سر خودمون رو که درد نمی کنه دستمال نبندیم، می بینیم که نمی ذارن، پس مجبوریم یه جورهایی براشون جواب جور کنیم و به بعضی از تلفون ها جواب بدیم، امیدوارم به دستمال بستنش نیرزه!

* * *

- الو... آقای کارشناس... میشه توضیح بدین این قضیه حضور نظامیان انگلیس در خلیج فارس رو چطوری ارزیابی می کنید؟!

* بعله! اگه دقت کرده باشین تو تلویزیون خودمون نشون داد که یک خانم بسیار باشخصیت هم در بین بازداشت شدگان هستند و اونها با این کارشون می خواستن فکر مزربان هی همیشه بیدار ما رو منحرف کنند! در حالی که مرزبانان ما گول نخوردند و همشون رو با هم دستگیر کردند.

- منظورتون اینه که ...؟!

* نه! می دونین که من فعلاْ قصد ادامه تحصیل دارم!

 

* * *

- الو ... سلام ... می خواستم نظرتون را راجع به سفرهای استانی  آقای احمدی نژاد ...

* الو الو ... چرا قطع شد؟! ... نمی دونم این تلفن امروز چش شده !!! 

 

* * *

- الو... می خواستم بپرسم چرا دومای روسیه قصد داره سفر دختران زیر 21 سال  این کشور رو به خارج ممنوع کنه؟

* اوووووم ... خوب ... می دونین ...

احتمالاً برای اینه که می خواستن بقیه فکر کنن توی روسیه هم خبریه ! و با این ترفند کلی توریست، جهانگرد، مقامات، نمایندگان (!) و ... سر از روسیه در بیارن و به جای خروج ارز، جذب سرمایه داشته باشن!

- ولی در ترکمنستان در حال وضع قانونی هستند که به ازای ازدواج هر دختر ترکمنستانی با اتباع خارجی باید مبلغ پنجاه هزار دلار به حساب دولت واریز بشه!

* شما مشکل خودتون رو بگین، قصد ازدواج با کی رو دارین ؟!

- اگه امکانش باشه و زحمتی نباشه، من شماره خودمو خدمتون می دم، اگه یه وقت مورد خوبی پیدا شد ...

* خداحافظ ... بووووووق !

 

* * *

- الو خسته نباشین ... می خواستم بپرسم چه دلیلی داره که« طبق آمار جدید تعداد کاربران اینترنت در ایران 2/7 درصد از جمعیت کشور اعلام شده که حتی در بین کشورهای حاشیه خلیج فارس هم، بعد از عربستان در رتبه آخریم؟»

* خوب این خبر خیلی خوبیه و نشون میده که بیش از نود درصد از مردم، نیازی به هیچگونه مراقبت اینترنتی، فیلترینگ و ... ندارند و فقط از مطبوعات و صداوسیما استفاده می کنند و تنها هفت درصد هستن که سیریش بازی در میارن و باید یه فکرهایی به حالشون کرد، تازه توجه داشته باشین که ما دررتبه  اینترنت هم از عربستان جلوتریم و این نمایانگر فاصله فوتبال ما با آسیا و شانس حضورقدرتمند در جام ملتهاست  پس همه با هم

... دو دورو دو .... ایران ... !

 

 

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
یک قطار شهری پر فایده!
تاريخ: هفتم فروردین 1386 ساعت :15:14
این مطلبم چند سال پیش در یکی از نشریات چاپ شد ولی هنوز هم که هنوزه تازگی خودش رو از دست نداده!

(لازم به توضيح هست كه فايل اين مطلب رو از روي كامپيوتر دوستم بدست آوردم!)

 

ای بابا ، آخه هر کی می خواد به یه چیزی بند کنه به این قطار شهری گیر می ده؟! آخه همین کارها رو می کنین که بهتون می گن مشهدی . تصدیق بفرمائین که مترو ( همین قطار شهری خودمون ) به همین صورت نصفه کاره هم هزارو چند فایده برای شهر داره که من فقط چند تای آخر شو می گم:

 

1. وقتی قراره همچنین طرحی تو مشهد انجام بشه، از چند هفته جلوتر، تمام خیابان های اصلی شهر رو از بیخ تعطیل می کنن تا شما کم کم به محدودیت های ترافیکی عادت کنین(!) و تازه همه کوچه پس کوچه ها و سوراخ موراخ های شهر رو عین کف دست یاد بگیرین.

 

2. همان طور که خبر دارین، مشهدیها در تمام امور به دقت و نظافت شهرت دارن (اصلاً هم دماغم دراز نشد!) و این موضوع رو زائرین عزیز که به مشهد می آیند از همه بیشتر قبول دارن (یه اسلحه بذارین زیر گلوشون و ازشون بپرسین!) چون هر سال در مسافرت به مشهد، مشاهده می کنند این پروژه فسیل شده (یا فسیل پروژه شده!) با همان سرعت زیر صفر و با نهایت صبر و حوصله در حال اجراست(برای با کیفیت تر شدن پروژه!) و حتی می توان تعداد آجرهای جابجا شده از پارسال تا امسال را با انگشتان یک دست شمارش کرد!

 

3. با توجه به اینکه بستن معابر اصلی شهر- علی رغم پیشرفت کند پروژه- از سرعت خوبی برخوردار است، نیروهای محترم راهنمائی و رانندگی هم می توانند جهت افزایش رفاه حال شهروندان (!) اقدام به نصب تابلوی ورود ممنوع در ابتدای تمام کوچه های فرعی نموده و با صدور قبوض جریمه، کسری بودجه تمام ارگان های دولتی، سازمان ها، نهادها، اشخاص (!) و... را از رانندگان متخلف که جرأت کرده اند در مشهد رانندگی کنند (این شد یک جرم بزرگتر!) تأمین کنند.

 

4. انسان جایز الخطاست و مسئولین شهرداری هم از این قاعده مستثنا نیستند، بنابراین یک راه مطمئن برای سبک شدن بار گناهان این مسئولین اضافه کردن بر حجم کنده کاریها، قطع درختان، مسدود کردن معابر و ... است که با این وجود، رانندگان و عابرین با نثار الفاظ ناجور و باجور (از نوع مشهدی خالص) بار گناهان مسئولین محترم را کم کرده و آن ها را عاقبت به خیر می کنند.

 

5. از دیگر فواید پروژه نیمه کاره اینه که مردم هر روز سه وعده، صبح، ظهر و شب آرزو می کنن که دیگر هیچ طرحی اجرا نشه و لااقل دو تا خیابون آکبند پیدا بشه که آدم توش بتونه دستی بکشه و تیک آف کنه! آخه درسته که آدم این همه پول بده ماشین سوسولی خفن ردیف کنه، بعد باهاش بیفته توی چاله چوله های قطار شهری؟!

 

6. در آخر برای اینکه یه فایده دیگه به طرح اضافه بشه، پیشنهاد می کنیم اولاً به منظور اشتغال زایی و ثانیاً برای اینکه مردم هم کمی از وضعیت باز و بسته شدن خیابون ها مطلع بشن، بهتره سازمان «مشهد شناسی» هم دایر کنیم که مثلاً اعلام بکنه: فردا وضعیت خیابان های شهر کمی تا قسمتی خاکی، همراه باکنده کاری های پراکنده است که از بعد از ظهر از سمت احمد آباد بر شدت کنده کاری ها افزوده خواهد شد و در سایر خیابانها، مسدود کاری خاصی نخواهیم داشت...!

حالا بازم بگین قطار شهری بده!

 

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
بيانيه نوروزي تنبل نماهاي بي حال!
تاريخ: بیست و چهارم اسفند 1385 ساعت :15:42

خانه تمیز است. پيك نوروزي را چند روز قبل تمام كرده اي، لباسهای نو بر تن کرده ای و سبزه را كه از روزها قبل پرورش داده اي در سفره هفت سین گذاشتي و درکنار اعضای خانواده... واقعاً حال آدم را از شما به هم مي خوره! آخه به شما ميشه گفت آدم؟! عشق و صفا رو ول كردين افتادين دنبال اين كارهاي خفت بار... خوب اين همه سبزه ريخته تو خيابون... يا نهايتش برين بخرين... هفت سين و ماهي قرمز هم كه شده سه تا صد تومن... چرا اينقدر تريپ سنتي بازي در ميارين؟

 

از همون دبستان كه يادم هست اونايي كه پيك نوروزي رو زودتر از سيزده بدر حل مي كردند و اينا حالم رو بهم مي زدن، خوب اين چهارده فروردين مال همين بود ديگه! ميرفتي از رو بقيه كپ ميزدي! حيف اون نوروز نبود كه با مشق هاي هفته بيجار خرابش كني؟

 

بيانيه ي خسته كننده

 

وقتي دهنشون بوي شير ميده همچين ژيگول پيگول توي ديد و بازديدها show ميدن كه فكر مي كني آسمون سوراخ شده و يك فروند جنتلمن مثل ايشون نزول اجلال فرمودن... براي عيدي هم كه تقلا نمي كنن...وقتي بزرگ هم ميشن كه بدتر... آخر بچه مثبت و اينا... تو دانشگاه كه دنبال فعاليت هاي پژوهشي و پروژه و اينا... تريپ خوارزمي و اينا... بعد از ازدواج دنبال گردگيري و خونه تكوني و اينا... زي ذي هاي بيچاره... بعد هم كه پير ميشن همش دنبال ماچ گرفتن و نصيحت كردن جوونا و اينا...

 

در اينجا و از پشت همين تريبون بنده به عنوان نماينده جامعه ي بزرگ تنبل هاي بي حال مقيم طنزدوني اعلام ميدارم كه ما تا احقاق حقوق از دست رفته ي خود و تا برچيده شدن تمام مظاهر كار و فعاليت هرگز و تحت هيچ شرايطي دست به اقدام مهمي نخواهيم زد و براي نشان دادن انزجار خود در سفره ي هفت سين امسال به جاي سنجد از سنگ پا استفاده خواهيم كرد و براي اينكه از بايت صدور اين بيانيه خيلي خسته نشويم ادامه ي آن را براي سال بعد نگه مي داريم. در پايان از زحمات بي شائبه تيم ملي كه در جام جهاني مدال تنبل نمونه را دريافت كرد و نيز از دولت محترم كه سال گذشته لطف خاصي به تغيير ساعت داشتند و از انرژي هسته اي كه سال 85 را براي ما "حق مسلم ماست" كرد و همچنين از شهرام جان كه ناقلا بازي درآورد و خيلي باعث خنده ي ما شد و همچنين از خودم كه اين بيانيه را تهيه كردم كمال تشكر را دارم.

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
فوايد پيژامه!
تاريخ: چهارم بهمن 1385 ساعت :20:31

امروز قصد دارم تا يكي از مظلوم ترين و ملموس ترين مصنوعات بشري كه همانا پيژامه است رو خدمتتون معرفي كنم.  پيژامه نوعي لباس راحتي هست كه انواع گوناگوني هم داره، مثل گل گلي، خال خالي و راه راه! یکی از همین مدل ها شايد از همين الان كه من دارم مطلب مي نويسم مد بشه! مثل همين مايكل جكسون كه پليس با پيژامه ي گل گليش خيلي حال نكرده! پس اگه ديدين كه از فردا خلايق پيژامه پوشيدن و اومدن توي خيابون خيلي تعجب نكين!

پيژامه مايكل جكسون

 

اما پيژامه قطعاً مزاياي غير قابل انكاري داشته كه اينطور توي دل مردم جا باز كرده، از جمله:

- وقتي اون رو توي مهموني زير شلوارتون بپوشين، ديگه خيالتون از هر جهت راحته! چون اگه صاحب خونه از دستش در رفت و بي عقلي كرد و گفت كه: حالا شب تشريف داشته باشين! بلافاصله شلوار رو درميارين و با نشان دادن پيژامه ي راه راه نشون مي دين كه چه آدم نجيبي هستين و تعارف صاحب خونه رو زمين نمي ذارين!

- وقتي توي مسافرت اون رو زير شلوارتون پوشيده باشين، با يه اشاره به پيژامتون، مردم شهرهاي مختلف كشور متوجه ميشن كه شما كجايي هستين و قطعا حساب ديگه اي روي شما باز مي كنن، تازه براي گرفتن انعام و اينجور چيزها هم خودشون رو خسته نمي كنن!

- توي گرماي تابستون يا كنار دريا ميشه پيژامه رو تابستونيش كرد! و چه بسا زير پيژامه بپوشين! خب به دليل رعايت پاره اي ملاحضات اخلاقي نميشه بيشتر توضيح داد!

 

پيژامه فقط زماني بيشترين نمود رو داره كه ست باشه! يعني با زير پوش و پيژامه لم داده باشين جلوي تلويزيون و تخمه بشكنين! اگه در حال ديدن برنامه هاي مهيج شبكه ي استاني يا فيلم هندي هم باشيد كه ديگه خيلي عالي ميشه!

 

وجه تسميه:

اما درباره علت نامگذاري پيژامه ميان علما و دانشمندان اختلاف هست، در زير به برخي از نظريات معتبر در اين باره اشاره مي كنيم:

- اين واژه در ابتدا "پيرجامه" (يعني: جامه ي پير، ريش سفيدِ البسه) بوده كه به مرور زمان به صورت امروزي پيژامه تبديل شده!

- در ابتدا لغت به صورت "بي جامه" (يعني: بدون جامه، لخت!) بوده و قطعاً در اون زمان ها خيلي كارشون درست بوده و به اين جورچيزها لباس نمي گفتن. آثاري هم كه از دوره غارنشيني بدست اومده نشون ميده كه موقع شنا به عنوان مايو از پيژامه استفاده مي كردن كه مؤيد همين معني بي جامه هست!

- اين لغت رو غيرعرب ها اختراع كردن تا حال عربها براي تلفظ «پيژامه» گرفته بشه! در همين مورد ميشه به اين لغات اشاره كرد: پيچ، گنجشك، گچ، مژگان، پژمرده و..

- در واقع اين لغت "پاي جامه" خودمان هست كه در زبانهاي فرانسوي، روسي، و انگليسي وارد شده و بعد به خودمان برگشته و فكر مي‌كنيم كه يك واژه ي خيلي باكلاس خارجيه! چرا مي خندين؟! خب دارم جدي مي گم! از اينجا مي تونيد ترجمه ي اون به زبانهاي مختلف رو با تلفظ هاش ببينيد.

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
دستورالعمل جامع انتخاباتي 2
تاريخ: بیست و هفتم دی 1385 ساعت :13:20

تعجب نكنيد! اين سري جديد دستورالعمل هاست كه بنا به درخواستهاي متعدد خوانندگان محترم طنزدوني عرضه مي شود! ضمناً سي دي هاي چندرسانه اي دستورالعمل هاي ما را از روزنامه فروشيهاي معتبر بخواهيد! نوشابه سرد و اشترودل گرم هم موجود است!


خب! بايد از همين امروز به فكر انتخابات سالهاي بعد باشيد! تجربه نشان داده كه براي خدمت رساني موثر به مردم بايد از چند سال جلوتر سختي بكشيد، محبوبيتتان را افزايش دهيد، اون بالاترها را بسازيد، پايين تر ها را دلخوش كنيد و رقيبان را رسوا كنيد تا بتوانيد به عنوان يك مدير نمونه، در كوتاهترين زمان، به نتيجه مورد نظر برسيد و بار خودتان را ببنديد...ببخشيد....يعني بار سنگين اين مسئوليت را بدوش بكشيد! پس سريع برويد قلم و كاغذ بياوريد...حالا دوباره قلم و كاغذ را ببريد سر جايش بگذاريد! خوب آدم حسابي، مداد و قلم مي خواي چي كار؟!!!



اولين نكته اي كه بايد توجه كنيد اينست كه طوري پست ها را بين فك و فاميل تقسيم كنيد كه كسي دلخور نشود، مثلا بگوييد كه اطرافيان مي توانند از همين حالا پست هاي دلخواه خودشان را رزوز كنند! از كي تا حالا؟! از وقتي شما انتخاب شويد!



خلاقيت داشته باشيد، مثلا اگر شهردار پايتخت هستيد بايد بدانيد كه چند وقتيست كه احداث دوربرگردان ديگرجواب نمي دهد و بازار مترو و منوريل هم كساد شده! بنابراين بهتر است در زمينه هاي ديگر فعاليت كنيد! مثلاً خدمات موتوري شهرداري را رونق دهيد و از محل عوارض شهرداري «پيشول ميشول» را تبديل به قهرمان رسانه ملي كنيد!



هميشه مرغتان يك پا داشته باشد، مثلاً اگر همینجوری يهويي(!) به اين نتيجه مهم رسيديد كه ساعات كار بانك ها يا حتي تعطيلات تقويم رسمي كشور بايد تغيير كند، ترديد نكنيد و بلافاصله تصميمتان را عملي كنيد! بالاخره كم الكي نيست! كار كاملاً كارشناسي شده است!



از كمك هاي مردم نوع دوستمان استفاده كنيد، اين روش با شرايط فرهنگي جامعه سازگاري كامل دارد! كافيست شما روي يك برگ كاغذ تبليغ خودتان را چاپ كنيد و پايين آن بنويسيد كه هر كس آن را خواند بايد ده تا كپي بگيرد و ودر خانه ده نفر بيندازد! براي اينكه خداي نكرده كسي زير آبي نرود و در اين مورد كوتاهي نشود اين جمله را هم اضافه كنيد كه: در غير اينصورت ظرف ده روز آينده دچار حادثه ناگواري مي شود! (براي مطالعه بيشتر در اين زمينه مي توانيد به دست نوشته هاي موجود در صفحات اول و آخر كتب ادعيه با مضامين: تعبير خواب، وصيت نامه، پيش بيني آب و هوا، سرانجام پرونده هسته اي، نتيجه ي ليورپول-آرسنال، سن علي دايي، نرخ سكه و ارز در بازار غير رسمي و غيره مراجعه كنيد.)



آخرين روش هم اينكه جوان پسند باشيد، البته به دليل پاره اي ملاحظات اخلاقي نمي توان اين قضيه را خيلي باز كرد، ولي همين قدر اشاره مي كنم كه خلاصه يك سي دي توپ بدين بازار كه خلايق كف كنن! بعدش بگين كه اون آقا يا خانم توي فيلم شما نبودين! خوب مردم (...) كه نيستن! خودشون مي فهمن!


اگر سمت دولتي داريد توصيه مي شود در مراسم كاملاً فرهنگي افتتاحيه يه جايي در تركيه شركت كنيد! و بعد لينك فيلمش را در اختيار خبرگزاري هاي داخلي بگذاريد!( تجربه نشان داده از اين طريق يك شبه مشهور و چه بسا محبوب هم مي شويد!) خوب اصلاً به شما چه كه اونجا حركات موزون انجام مي دادن؟! مگه شما حركات موزون انجام دادين؟! خوب شما نازي رو دوست دارين و نمي تونين طلاقش بدين!



نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
دستورالعمل جامع انتخاباتي!
تاريخ: سوم دی 1385 ساعت :12:12

اگر نوك مدادتان شكسته است، اگر توپتان توي خونه همسايه افتاده، اگر توي صف نانوايي به شما نان نرسيده است، اگر فردا امتحان داريد و لاي كتاب را هم باز نكرديد، اگر از صبح كه بيدار شديد پهلويتان چاييده است، اگر از الان به دنبال بليت قطار نوروزي رفته ايد و گفته اند كه تمام شده، خوشحال باشيد! چون شما يك فرد ايده آل و واجد تمام شرايط براي شركت در انتخابات هستيد! پس زنبيل ميوه و سبزي را بدهيد من برايتان نگه دارم و شما برويد براي انتخابات ثبت نام كنيد! شيوه هاي تبليغاتي ما صد در صد تضميني است! صندوق راي خود را به ما بسپاريد! اسم شما را بيرون مي آوريم! به نكات زير براي راي جمع كردن توجه كنيد:

 

  • اعتماد بنفس داشته باشيد! هر چه مي توانيد بيشتر قول بدهيد! هر چه مي توانيد بيشتر پوستر چاپ كنيد! بيشتر ميهماني بدهيد! آهان! راستي تا يادم نرفته...يه وقت در مناظره شركت نكنيدها! عاقبت خوشي ندارد!
  • اگر تا كنون شوهر مناسبي براي خود گير نياورده ايد حتما از اين فرصت براي نشان دادن كمالات و جمالات خود استفاده كنيد! خانم هاي محترم كه خودشان بهتر مي دانند براي اينكه بيشتر ترشيده نشوند، بايد چطوري عكس چاپ كنند! براي آقايان هم استفاده از يك شاخه گل قرمز حتما توصيه مي شود!

  • از وبلاگ نويسي براي تنوير و تشويش اذهان استفاده كنيد، مثلا در وبلاگتان عكس هواداران خودتان را كه ظاهر تگزاسي دارند بياندازيد و بگوييد اينها هواداران رقيب هستند! در اين مورد خاص مي توانيد كمي پياز داغش را اضافه كنيد يه سري عكس هاي ديگر هم بياندازيد! اينجوري وبلاگتان فيلتر مي شود و آمار محبوبيتتان به ده ها و چه بسا صدها برابر افزايش پيدا مي كند!
  • اين روش براي اشخاص خيلي خاص كاربرد دارد! به اين صورت كه شما در انتخابات قبلي، قبل تر، ما قبل و قبل تر از اون هم حضور فعال داشتيد و متاسفانه به دلايل نامعلومي راي نياورده ايد، پس اين دفعه هم با تمام قوا در انتخابات شركت كنيد! چون مردم دلشان به حال شما مي سوزد و بيشتر از اين شما را ضايع نمي كنند و بالاخره بعد از سالها به شما راي مي دهند! به راستي كه مردم ما چقدر دلسوز و بامحبت هستند!
  • در ليست مورد حمايت خود، حتما از چهره هاي ورزشي استفاده كنيد! اگر تاكنون اين كار را نكرده ايد براي انتخابات بعدي زودتر دست به كار شويد و با حسين رضازاده يا علي كريمي به توافق برسيد! اگر نشد عادل فردوسي پور هم خوبست! چي؟ عمراً قبول كند؟ بگوييد من شما را فرستادم...اينطوري حتما قبول مي كند!
  • اگر از آن دسته كانديداهايي هستيد كه حتي خودتان هم حاضر نيستيد به خودتان راي بدهيد، اين روش را امتحان كنيد؛ چند ساعت مانده به انتخابات اعلام انصراف كنيد! اينطوري آمار محبوبيتتان چند برابر مي شود و مردم قدر شناس ما حتما به پاس اين اقدام فداكارانه به شما راي خواهند داد!
  • اگر از گروههاي ناراضي و هميشه معترض هستيد بايد تمام قواي خود را براي روز راي گيري و پس از آن متمركز كنيد! هنوز راي گيري شروع نشده با رسانه هاي خودي و خصوصا بيگانه مصاحبه كنيد و بگوييد مداركي داريد كه نشان مي دهد در انتخابات تخلفات گسترده اي صورت گرفته است! چي؟ اگه تخلفي صورت نگرفته بود چه كار كنيد؟ خوب شما باز هم بگوييد تخلف شده! اگر تخلف نشده بود كه شما حتما راي مي آورديد! مگه نه؟!
  • بگوييد كه: «وقتش رسيده مردم نظر خودشان را بدهند، اين انتخابات يك رفراندوم عليه فلاني است، مردم بايد به هواداران طيف ما راي بدهند.» اگر بعد از اين جار و جنجالي كه به راه انداختيد باز هم ضايع شديد و راي نياورديد، نگران نباشيد؛ برويد نفر اولي را كه راي آورده انتخاب كنيد و با افتخار بگوييد كه ايشان كانديداي ما بوده! حالا با اين گروني تخم مرغ و سيب زميني كي يادش هست كه كانديداي شما كي بوده!

روزنامه قدس

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
بيانيه ذهن نيمه هوشيار من!
تاريخ: بیست و نهم آذر 1385 ساعت :21:31

بالاخره روزها و هفته ها سپري شد و رسيديم به شب چله. شب هندوانه، انار، آجيل و خواجه حافظ شيرازي! اما اينكه چرا اين شب شده شب «چله» و يا چرا بهش شب «يلدا» هم گفته ميشه موضوعي در خور توجه است! مثلاً چرا به جاي يلدا نمي گيم شب «ميترا» يا شب «سپيده»!؟ يا اصلاً چرا به شب چله گير داديم و هيچ وقت نمي گيم روز چله؟! چرا حتماً بايد براي شب يلدا پول زبون بسته رو بديم و با يك هندوانه خانمان برانداز(!) رهسپار منزل پدربزرگ شويم؟ حالا آجيل و چيزاي ديگه رو كه خودشون مي گيرن، ولي اين هندوانه رو نمي دونم چرا بايد بخريم؟!


من كه ديگه تا عمر دارم لب به هندونه نمي زنم، چرا؟ چون كه انجمن قلب آمريكا به خاطر داشتن آنتي اكسيدان، هندوانه را به آنها كه سلامت قلب برايشان مهم است توصيه كرده! تازه اسپانيا، مكزيك و آمريكا سه صادركننده نخست هندوانه در جهانند! بعد بگين تو بدبيني! از كاه كوه مي سازي، اذهان عمومي رو مشوش مي كني! باوركنين همش نقشه هاي آمريكاست! اينا مي خوان با اين هندونه هاي چاق و چله ما رو بدبخت كنن! اصلاً اينها هستن كه اسم اين شب رو گذاشتن شب چله! به خاطر همين هندونه هاي چاق و چله! با اين كه بيرونش سبزه ولي توش قرمزه! قرمزته هاي بدبخت! همون بهتر كه هندونه قرمزته باشه! توي بازي برگشت نشونتون مي ديم!


* * *
- ننه... پاشو...لنگ ظهر شد... چرا تو خواب باخودت ويز ويز مي كني؟! ... هي گفتم اين همه هندونه نخور... نيگاه كن...چرا ديس هندونه رو بردي زير لحاف قايم كردي... تو كه ديشب اونهمه انار و آجيل خورده بودي... خفه كردي خودت رو... توي خواب غلت زدي روي هندونه ها... پاشو ننه!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
چکونه فیبرنوری را اصلاح کنیم؟!
تاريخ: پانزدهم آذر 1385 ساعت :19:16

قطع فيبر نوري باعث اختلال در 50 درصد ظرفيت اينترنت كشور شد- جراید

 

در همين زمينه چند راهكار ساده و بسيار مفيد ارائه مي كنيم تا كاربران محترم اينترنت پرسرعت، كم سرعت، خيلي كم سرعت، گازوئيلي و حلزوني بتوانند همچنان در دهكده جهاني پرسه بزنند و با پرداخت قبوض متعالي خود دل مخابرات را شاد نمايند:

 

1- استفاده از سيستم زوج و فردIP: در اين روش مي توان بر اساس شماره  كاربران، از محدوديت زوج و فرد بودن استفاده كرد. مثلاً از خروس خوان تا ظهر براي كاربران زوج و از عصر تا بوق ...گ براي كاربران فرد.

2- استفاده از پايگاه فيلترينگ كشور: استفاده از اين روش به دليل رايج بودن و سادگي توصيه مي شود. كافي است گلچيني از سايت هايي كه كاربران زيادي دارند را به دلايل سياسي و چه بسا اخلاقي موقتاً فيلتر كرد. مثلا با فيلتر كردن سايت سازمان سنجش، كاربران اينترنت كاهش قابل توجهي مي كنند و همچنين كمك شايان توجهي هم به كاهش تعداد داوطلبان كنكور مي شود.

 

3- استفاده از فن آوري هاي جديدتر: با توجه به استعداد ذاتي اينجانب، از نوآوري هاي بنده در زمينه IT مي توانيد كمال استفاده را ببريد! مثلا به جاي اينكه از فيبرهاي نوري استفاده كنيم، بايد به سمت استفاده از فيبرهاي جديدتر مثل «فيبر صوتي» برويم! اين فيبر به اين صورت كار مي كند كه يك نفر در ابتداي لوله ي ارتباطي (فيبر صوتي!) عربده اي مي كشد كه بايد به تناسب فاصله با مقصد باشد تا فرد ديگري كه آن طرف لوله ي ارتباطي قرار گرفته صداي او را بشنود. براي رعايت مسائل اخلاقي هم مي توان يك نفر را مأمور كرد كه به صداهايي كه رد و بدل مي شود گوش دهد تا خداي نكرده محتواي مكالمه بي تربيتي نباشد! به عنوان نمونه، اگر شما بخواهيد از طريق اين فيبرهاي صوتي از موجودي حساب بانكي خود مطلع شويد، ممكن است چنين مكالمه اي داشته باشيد:

- الوووو! اونجه بانك هميشه پاسخگويه؟

- هاااا! چي مي خواي؟

- اي موجودي حساب مو چقدر رفته؟

- چي گفتي؟ صدات نمياد...

- مي گم موجودي مو چقدره؟

- اسمتون؟

- اصغر جيگر پز!

- ...الو...

- الو...الو...

(در اين قسمت به دليل اينكه فاميل كاربر محترم، خيلي مورددار بود، ارتباط قطع شد!)

 

4- استفاده از امكامات ارتباطي موجود: در اين روش كه دركشور ما به راحتي قابل پياده سازي است، كافيست سيم اينترنت كشوررا به شبكه  لوله كشي آب وصل كنيم! به اين ترتيب كاربران با استفاده از يك مودم آبي(!) مي توانند از اينترنت با پهناي باند بسيار بالا استفاده كنند! ضمنا در اين سيستم اطلاعات در ادارات آب و فاضلاب كاملا تصفيه و ميكروب زدايي خواهد شد! البته مشكل اين روش اينست كه اطلاعات زيادي از طريق فاضلاب به صورت كاملا نامطبوعي دورريخته مي شود!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
خبرهای تایید نشده!
تاريخ: دوازدهم آذر 1385 ساعت :16:40
 

* با كشف جديد مجري طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران كه گفته است:« بايد از سيب زميني به جاي بنزين استفاده كنيم!» قيمت اين محصول در بازارهاي جهاني به شدت افزايش يافت! مجلس هم ضمن ممنوع كردن هرگونه واردات سيب زميني، از دولت خواست خودش سيب زميني مورد نيازخودش را بكارد!

 

* كارشناس مسائل ژئوپولتيك،  سيستماتيك و اكونوميك  طنزدونی گفت: « با توجه به اينكه مسئولين ارتباطات تعهد توليد 6 ميليون گوشي تلفن همراه تا پايان سال جاري را به وزارت صنايع دادند، و تاكنون دريغ از توليد يك پيچ(!) بهتر است يه جورايي كه مسئولين مربوطه خودشان بلد هستند(!) فعلا گوشي وارد شده و به بازار تزريق شود و عوايد حاصل از اين امر خير(!)صرف فكر كردن به پروژه هاي سود آور بعدي شود!»

 

*گروه صنعتي ايران خودرو به منظور احترام به حقوق مصرف كنندگان مسابقه بزرگي ترتيب داده است. موضوع اين مسابقه اين است :«محصول آينده ما را پيش بيني كنيد!» برخي آگاهان در پاسخ اين پرسش سخن از گزينه هايي چون «سمند جديد» ،«سمند خيلي جديد»، «سمند سال»،«سمند امسال» ، «سمند پارسال» و «سمند باحال» به ميان آورده اند.

 

 

* مدير پروژه اينترنت ملي، در گفتگو با خبرنگارما گفت:« با تلاش صورت گرفته پروژه مراحل پاياني خود را پشت سر مي گذارد و به جز 90 درصد باقيمانده ، مشكل خاصي وجود ندارد!» وي از ايجاد سامانه ي خودكار پاسخگويي خبرداد. دراين سامانه، كاربران هنگام مراجعه به سايت هاي مختلف به صورت زيرهدايت مي شوند: «مشترك گرامي، سايت مورد نظر اشغال مي باشد!» « سايت مورد نظر در دسترس نمي باشد!» « سايت مورد نظر خاموش است!!!»

 

* سخنگوي دولت به خبرنگار ما گفت: « در آينده به منظور كاهش بار ترافيك و كاهش مصرف سوخت، نانوايي ها يك ساعت ديرتر فعاليت خود را آغاز خواهند كرد!» وي افزود:« با اتخاذ اين روش عده اي از مردم كه عادت دارند صبحانه را با نان تازه بخورند، يك ساعت ديرتر از منزل خارج مي شوند!» وي توضيح ديگري در رابطه نداد.

 

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
خبرهای تایید نشده!
تاريخ: سوم آذر 1385 ساعت :9:58
* دومين دوره مسابقه بزرگ كاريكاتور هولوكاست چندي ديگر برگزار مي شود. به گفته وزير محترم ارشاد جايزه نفر اول اين دوره مانند دوره قبل «دوازده هزار» دلار خواهد بود. گفتني است چندين نفر از كاريكاتوريستهاي بين المللي با شنيدن ميزان جايزه، از شدت هيجان در دم جان سپرده اند.


* تهديدات نسبت به اقدام انقلابي درباره دانشگاه آزاد و در پي آن تهديد رئيس دانشگاه مبني بر افزايش شهريه دانشجويان باعث موجي از نگراني در بين دانشجويان، دانشگاه آزاد شد. جمعي از دانشجويان با خريد گل و شيريني، از طرفين دعوا خواستند كه در مواضع خود تجديد نظر كنند و يا حداقل زورآزمايي خود را بر سر موضوع ديگري غير از شهريه انجام دهند!


* باشگاه بايرمونيخ اعلام كرد با توجه به اينكه اين باشگاه در زمينه فوتبال فعاليت دارد و نه ژانگولر بازي و حركات متحيرالعقول، بنابراين يكي از بازيكنان خارجي خود را كه به «جادوگر» شهرت داشت براي بازي در هري پاتر به تهيه كننده آن فروخته است. اين باشگاه ابراز اميدواري كرد اين بازيكن سرانجام بتواند در آن فيلم شايستگيهاي خود را اثبات كند.


* رأي نهايي پرونده دانشگاه هاوايي اعلام شد. بر اساس اين حكم كه صاحبنظران آن را بسيار تند و عجولانه مي دانستند مقرر شد «به دليل آنكه دانشگاه هاوايي كار خوبي نكرده كه همين جوري به بعضي مدرك دكترا داده است، به سي هزار تومان جريمه نقدي و صدور ده مدرك دكتراي سفيد امضا براي مديران كم بضاعت محكوم شد!!»

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
خبرهای تایید نشده!
تاريخ: بیست و دوم آبان 1385 ساعت :11:3

* نخستين همايش "بحران مديريت" با معرفي نفرات برتر در رشته هاي مختلف به كار خود پايان داد. تنديس "فسيل طلايي" به پروژه قطار شهري مشهد اختصاص يافت. تنديس "بحران بلورين" به شركت آب و فاضلاب مشهد و تنديس "راه بندان بلورين" به طور مشترك به راهنمايي ورانندگي و شهرداري مشهد اختصاص يافت.همچنين هيئت داوران به اتفاق آرا لوح تقدير "شايعه پراكن نمونه" را به "غرغرو" اختصاص داد.

 

* دقايقي پيش منابع موثق از اعلام شروط آژانس بين المللي هسته اي براي از سر گيري مذاكرات هسته اي با ايران خبر دادند، اين شرايط به ترتيب زير است:

1- تعليق كليه فعاليت هاي هسته اي

2- تعليق كليه فعاليت هاي غير هسته اي و مورد دار!

3- تعليق كليه رزمايش هاي ضربت دار!

4- تعليق گير دادن به هولوكاست!

5- تعليق فدراسيون فوتبال!

 

* پس از اينكه دكتر جاسبي درباره شهريه دانشگاه آزاد در سال جاري فرمودند:« فعلا علي الحساب شهريه مي‌گيريم جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد ضمن كشيدن هورا و ريختن اشك شوق بابت اين همه دلسوزي، براي ثبت نام ترم بعد خود كه احتمالا شهريه اي در حد استانداردهاي بين المللي خواهد داشت به فكر استخدام در وبلاگ طنزدونی افتادند!

 

* ايران خودرو خبر از دوره رايگان آموزش به مالكان برخي از محصولات اين شركت خبر داد. در اين دوره هاي آموزشي به مالكان خودرو آموزش داده مي شود كه در صورت خرابي ماشين، چگونه تا ده بشمارند و آرامش خود را حفظ كنند!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
خبرهای تایید نشده!
تاريخ: بیست و دوم آبان 1385 ساعت :0:53

*رئيس فدراسيون فوتبال اعلام كرد كه با همكاري شركت مخابرات، از اين پس، بعد از باخت هاي تيم ملي در مسابقات مهم، سرويس SMS مشتركان تا 24 ساعت قطع خواهد شد! وي دليل اين امر را كم كردن فشار افكار عمومي و افتادن آبها از آسياب اعلام كرد!

 

* شهرداري مشهد از بررسي طرح ايجاد منويل در اين شهر براي حمل مسافران خبر داد. در اين طرح قرار شده است يك خط منوريل از ميدان آزادي تا حرم مطهر كشيده شود. در همين رابطه عده ي كثيري از مردم مشهد كه از اين طرح باخبر شده اند، به سرعت منازل خود را فروخته و به شهرهاي ديگر پناه برده اند!

 

 

 

* مجري طرح جامع « تكريم ارباب رجوع»  گفت: از زماني كه شيوه جديد تكريم ارباب رجوع را اجرا مي كنيم تعداد شكايت ها از سازمان هاي دولتي به صفر رسيده است! وي درباره اين شيوه جديد گفت: ما در كنار هر صندوق پيشنهادات و انتقادات، يكي از بوكسورهاي مطرح كشور را نيز قرار داده ايم تا مراجعان را براي طرح شكايتشان راهنمايي كنند!

 

* و بالأخره اينكه «ابراهيم صدر عاملي!» و «رسول حاتمي كيا!» اعلام كردند كه در راستاي تنوع بخشيدن به سوژه هاي فيلم هاي خود، قصد دارند فيلم مشتركي با نام « ترانه در آژانس شيشه اي» توليد كنند! در اين فيلم از نقش آفريني پرويز پرستويي در نقش حاج كاظم و ترانه عليدوستي در نقش ترانه استفاده خواهد شد. در همين راستا جشنواره سينمايي فجر پيشاپيش قول تمام جوايز و لوح هاي بلورين خود را به اين دو كارگردان داده است!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
اِپیدمی خود خوشتیپ بینی!
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :18:17

 

اصلا من با این عینک دودی موافق نیستم، یعنی چی آخه! اصلا معلوم نمی شه دارین به کجا نگاه می کنین! هان...؟!... شما حواستون کجاست؟... وقتی دارین مطلب رو می خونین به من نگاه کنین! هنوز عینک دودی نزدین که به هر جا خواستین نگاه کنین!

 

 کلاً سه دسته هستن که عینک دودی میزنن: اول بادی گاردها، دوم بازیگرها و سوم اون هایی که دچار اپیدمی «خود خوشتیپ بینی مزمن» شده باشن که کم هم نیستن!

خلاصه وقتی با وازلین شامپو می کنید و ریشهاتون رو هم بلانسبت بز عین (...)(!) در میارین، تنها جایی که باقی میمونه چشم ها و ابروهاتونه! که کم خرج ترین راه برای متفاوت کردنشون همین عینک دودیه!

البته من خودم یکبار همین کار رو کردم و کنار خیابون وایستاده بودم که یه آقایی اومد و دست من رو گرفت و برد اونطرف خیابون!

 

نتیجه اینکه سعی کنین از قیافه ی خودتونبا عینک دودی یکبار عکس بگیرین تا بتونین قضاوت کنین که وقتی کنار خیابون ایستادین اونطرف خیابون می برنتون یا(...)!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
این ترنت ملی! نه اون ترنت ملی!
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :17:36

حدود همین قرن بیست و یک خودمون بود که جمعی از کارشناس زادگان و تدبیر مآبان گرد آمدند و اندیشه به خرج دادند تا بالاخره بحث «اینترنت ملی» به زبان ها افتاد. ما نیز چون ناسلامتی در این زمینه مدرک گرفته ایم و باید یک اضحار نظری کنیم و خودی نشان بدیم، دست بر عینک برده و با گرفتن فیگور لازمه،  در باب فواید آن گفتیم: «آقا اینترنت ارزان می شود! سالم می شود، اینترنت در دسترس همه قرار می گیرد، امنیت ملی بالا می رود و مهمتر از همه برای شرکت های بی بضاعت شغل ایجاد می شود! »

 

اما اکنون که مدتی از آن زمان گذشته و هیچ تغییری در وضعیت جاری اینترنت مورد لموس ( صفت مفعولی برای ملموس!) قرار نگرفته است، برای حل معضل ما کمی فسفر سوزانی کرده و چند راهکار پیشنهاد می کنیم:

 

اول: گونه ای اینترنت خودمانی(!) در یکی دو سازمان ایجاد کنیم! یعنی چند ساختمان مختلف را شبکه کنیم و باند و روبانی بسته و اینترنت ملی را طی مراسمی افتتاح کنیم!

 

دوم: یک سایت با آدرس www.InternetMelli.ir  و به میزبانی یک کشور کاملاً مورد اعتماد ایجاد کنیم و باز هم با همان مراسم باند و روبان، سایت را افتتاح کنیم! حالا کی به کیه! شاید هم کسی نفهمید که به این یه وجب سایت، اینترنت ملی نمی گن!

 

سوم: یک ساختمان عظیم برای اینترنت ملی در نظر بگیریم که حداقل ده پانزده سالی برای ساختنش زمان لازم باشد، اینطوری تا آن موقع وقت داریم که یک فکری به حال این قضیه کنیم! تازه می توان کلنگ احداث آن را هم طی مراسمی بر زمین زد تا همه بدانند که کارگران سخت مشغول کارند!

 

چهارم: سیاست آرامش فعال! همین کاری رو که داریم انجام می دیم ادامه می دیم، یعنی صبر می کنیم تا ببینیم چی پیش میاد! هر چه پیش آمد خوش آمد!

 

با این راهکارها شما هم متوجه شدید که باید به دنبال راه اندازی این ترنت ملی بود! نه اون ترنت ملی!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
مشکلات دانشگاه آزاد
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :17:34

 

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در سفر خود به همدان برای افتتاح ساختمان دانشگاه ازاد این شهر تاكید كرد تنها زمانی که مشکلی در دانشگاه آزاد باقی نمانده باشد از این دانشگاه خواهد رفتشريف نيوز.

 

اي بابا! پس بفرمايين كه حداقل تا صد سال آينده برنامه خاصي براي رفتن ندارين ديگه! واقعا آدم به خاطر اين حس خدمت گزاري تحت تأثير قرار مي گيره! البته قطعا منظور آقاي دكتر مشكلات دانشجويان نبوده، بلكه كم بودن شهريه دانشجويان، كندي روند ساخت و سازها، مسئله ي برداشتن كنكور، زيبا سازي ساختمان هاي اداري و مسائلي از اين قبيل به عنوان مشكل مد نظر بوده، آخه هر كي كه پسرخاله ي همسايشون از در دانشگاه آزاد رد شده باشه مي دونه كه دانشجوي دانشگاه ازاد حالا حالاها مشكلات داره! هم مشكل مادي هم مشكل معنوي! البته اگه حضور جناب دكتر رو يك مشكل هميشگي به حساب بياريم كه قضيه كاملا شكل ديگه اي پيدا مي كنه!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
دانشگاه آزاد و اين حرفا؟!
تاريخ: هجدهم آبان 1385 ساعت :16:54

 

چندی پیش رئیس دانشگاه آزاد اعلام كرد: 

ما در كنكور دانشگاه آزاد شاكي نداشتيم!

 

ایشان در جایی دیگر فرمودند:

 پسرم سؤالات کنکور آزاد را نفروخته است! (بازتاب)

 

آخه آدم دم خروس رو باور كنه يا...! چرا اينجوري نيگا مي كنين! من كه اين خبرها رو از خودم در نياوردم! اصلا بگذارين ببينم… مگه شما به اينكه هرساله كنكور دانشگاه آزاد در سلامت كامل برگزار ميشه شك دارين؟! دانشگاه آزاد و اين حرفا؟! اينقدر اين سلامتيش براي همه روشنه كه هيچ كس حاضر نشده وقت خودش رو با شكايت تلف كنه! حالا با اين وضعيت ميتونين خاطر جمع باشين كه بر خلاف اون قديم نديما كه سئولات كنكور يه جورايي تو بازار پيدا مي شد، ديگه الان از اين خبرا نيست! بايد پول هاتون رو نگه دارين و به جاي خريد سئولات، برين شهريه دانشگاه رو پرداخت كنين!

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |


Copyright © 2005-2009 - All rights reserved.
Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian
TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com