تبليغاتX
WwW.TanzDooni.CoM طنزدونی

داستان ژنرالي كه هرگز سربازي نرفت
تاريخ: بیست و هشتم فروردین 1388 ساعت :22:23
1-    ژنرال ... کسی که به سادگی نمی توان از برق مدال های روی سینه اش چشم پوشی کرد.


 2-    با اینکه گل ملی هم در کارنامه دارد ، عقیده داشت برای محکم کاری هم که شده یک عکس با شورت ورزشی (با رعایت کامل شئونات!) هیچ ضرری ندارد.


3-    البته وقتی دقیق تر می شویم می بینیم که قلعه نوعی تنوع مارک را خیلی دوست داشت!


 4-    اما داستان از آنجا شروع شد که ژنرال به فرماندهی استقلال منصوب شد تا هواداران او را «دستمایه» حمایت های های خود قرار دهند.


5-    امیرخان معتقد بود بین فوتبال و سایر رشته های ورزشی (مثل سپکتاکرا!) شباهت های زیادی هست.


6-    او سخت تلاش می کرد و بصورت عملی نکات فنی را به داخل زمین منتقل می کرد.


7-    به کادر فنی خود توجه کامل داشت و جهت دهی آنها را کاملاً قبول داشت.


 8-    به نماد های مذهبی اعتقاد داشت و حتی گیر دادن های فردوسی پور به ریش خود را به جان می خرید.


9-    به مکه رفت و حاجی را در آغوش کشید تا اینکه پیشوند «حاجی» هم به ابتدای اسمش اضافه شد.


 10-    هواداران خیلی خدا را شاکر بودند که چنین حاجی ای دارند.


11-    و بالاخره ژنرال لیگ برتر را بعد از چند سال فتح کرد و عکس های خود با جام قهرمانی را به آلبوم افتخاراتش اضافه کرد.


 12-    همه چیز خوب بود و هیچ وقت حدس نمی زد که دوستان امروز ممکن است به دشمنان آینده تبدیل شوند.


13-    کارنامه موفق امیرخان در استقلال باعث شد تا ژنرال ترفیع بگیرد و به فرماندهی تیم ملی منصوب شود.


 14-    استقبال از ژنرال هم به سبک خودش بود.


 15-    ژنرال با دقت به افق های دور تیم ملی نگاه می کرد ، اما نتوانست آینده نامهربانی که انتظار را می کشد ببیند.


16-    کمر همت را محکم بست که در تیم ملی هم رو سفید باشد.


 17-    خرد جمعی ای که در نیمکت تیم ملی نشاند معضل بیکاری را به نحوه مطلوبی پوشش داد.


18-    وقتی او داشت برنامه های خود برای تیم ملی را تشریح می کرد...


 19-    همه به یاد سلطان افتادند و مطمئن شدند تیم70 درصد آمادگی دارد و 40 درصد باقیمانده(!) در دیدارهای تدارکاتی بعدی کسب خواهد شد.


20-    جدیت ژنرال در تمرینات همه را کلافه کرده بود.


 21-    او با نهایت هوشیاری سعی می کرد تمام حواس خود را بر روی تیم ملی متمرکز کند.


22-    اما مشکلات استقلال و پیک نامه بر(!) باعث شد وقت کمتری برای تیم ملی داشته باشد و معضل FIFA Night! را بهانه کند.


 23-    حواشی بازی های چهارجانبه امارات و صحبت های مایلی کهن در برنامه نود درباره همراهان زیاد تیم ملی و حضور بوقچی های استقلال و مدیر یک رستوران در هتل تیم ملی باعث رقم خوردن داستان قلعه نوعی وعبارت «ما کل یوم با 30 نفر رفتیم» شد.


24-    این سوتی باعث شد ژنرال سوژه خیلی از کاریکاتورها...


 25-    و طنزها شود.


26-    تا آنجا که حتی یک لیوان آب خوش هم از گلویش پایین نرفت.


 27-    نتایج تیم ملی در جام ملتها باعث شد تصویر جالبی از ژنرال در ذهن ها باقی نماند!


28-    ژنرال تصمیم خود را گرفت و با آمدنش به استقلال همه را خوشحال کرد.


 29-    دعا کرد که لیگ برتر را فتح کند تا خلع درجه نشود.


30-    او اینبار جدی تر بود، سعی می کرد با بازیکنان رابطه مناسب تری داشته باشد.


 31-    و اینبار منتظر نشان دادن مسیر از طرف دستیارانش نماند.


32-    باید منتظر ماند و پایان داستان او در لیگ امسال را دید... اما با وجود عدم قهرمانی شاید اینبار تصویر جالبتری از او در ذهن بماند!

پایان داستان

 

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: فتوكاتور | + |


Copyright © 2005-2009 - All rights reserved.
Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian
TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com