تبليغاتX
طنزدوني

زمستون خیط!
تاريخ: بیست و نهم بهمن 1386 ساعت :18:43
توضیح: هرگونه ارتباط بین این نوشته و قلم بنده بشدت تکذیب می شود!

يَره ای ماه قبل عجب زمستون ضايعي بود ها! چون اي گاز ما يَم قطع رفته بود، تو خنه زير لحاف كِز كرده بودُم. داشتُم هِي باقالي پخته هاي عيال رِ مِنداختُم بالا كه ملتفت رفتُم بايد بُرُم دست به آب! همي كه رسيدُم دَم مستراح، ديدُم اي پسره كامبيز خاك به سر، هنوز عملياتش تِموم نرفته!

Tinypic

گفتُم يَره وَخِز بيرون كه باقالي ها دِرَن كار دستِ مو مِدن! كامبيزم داد مِزد كه شيلنگ يخ زده و آب نِمِيه ... گفتم يه كاريش بكن جلدي وَخز بيرون كه اوضاع مو خيطه! اويم مُگفت هر كار مُكنم لامصب پايين هم نِمِره! اونجايم يخ زده و سفت رفته!
خلاصه يَك اوضاعي رفته بود...

چاپ در ستون صفحه کلاج ماهنامه ستون آزاد

نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز وبلاگي! | + |


Copyright © 2005-2008 - All rights reserved.
Design: غرغرو Power: Blogfa.com Image Hosting: TinyPic.info
TanzDooni.blogfa.com ...!